کدامیک رئیس مجلس شورا می شوند ؟ لاریجانی یا عارف
تاريخ ارسال خبر : ۸ فروردین ۱۳۹۵ | ساعت ۱۲:۲۴ | کد خبر: 34761 | sv18 | چاپ این مطلب

برای انتخاب رئیس مجلس رای نیمی از کل نمایندگان بعلاوه یک رای یعنی مجموعا ۱۴۶ رای لازم است، اگر کسی در مرحله اول رای گیری برای ریاست مجلس نتوانست این تعداد رای را از آن خود کند کار به دور دوم خواهد کشید، در دور دوم هر اکثریت نسبی لحاظ می شود یعنی هر کس رای بیشتری آورد، برای یکسال رئیس مجلس خواهد شد.

به مجلس دهم در کنار همه عجایبش، این نکته را هم باید اضافه کرد که اولین مجلس تاریخ پس از انقلاب است که نمایندگان منتخب مردم در دور دوم ترکیب آینده آن را مشخص خواهند کرد.

در دور اول انتخابات که در هفتم اسفند سال گذشته برگزار شد، ۲۲۱ نفر به مجلس راه یافتند، تکلیف ۶۹ نفر در دور دوم که در دهم اردیبهشت برگزار خواهد شد روشن می شود.

از ۲۲۱ نفری که توانسته اند به مجلس راه یابند، ۹۸ نفر اصولگرا، ۹۵ نفر اصلاح طلب و حامی دولت و ۲۸ نفر مستقل هستند. با این حساب نمی توان هیچ یک از طیف های سیاسی را پیروز قاطع انتخابات لقب داد. اصلاح طلبان با اشاره به پیروزی قاطع خود در تهران به عنوان مهمترین و اثرگذارترین حوزه نمایندگی در ایران، خود را پیروز مجلس دهم می دانند، از طرف دیگر اصولگرایان با این استدلال که «تهران همه ایران نیست»، به اکثریت نسبی خود در سراسر کشور اشاره می کنند و خود را فاتح مجلس دهم می دانند.

اما نکته بسیار مهمی که باید به آن توجه کرد آن است که طی سال های گذشته معمولا مجالسی که بلافاصله بعد از روی کار آمدن یک دولت شکل گرفته اند مجالسی طرفدار آن دولت بوده اند، مثل مجلس چهارم در سال ۷۱ که مملو از طرفداران دولت سازندگی بود، یا مجلس ششم در سال ۷۸ که با حضور قاطع طرفداران دولت اصلاحات همراه شد و نهایتا مجلس هشتم که با پیروزی قاطع کاندیداهای طرفدار دولت اصولگرا در سال۸۶ شکل گرفت. مجلس دهم اما این سنت را شکست و طرفداران دولت نتوانستند پیروزی قاطع را از آن خود کنند.

رقابت های فشرده دور دوم

حالا همه چشم ها به دهم اردیبهشت و ۶۹ نماینده ای که قرار است وزن مجلس دهم را به طرف یک طیف سنگین تر کنند دوخته شده، در بعضی از حوزه هائی که کانیداها به دور دوم راه یافته اند، رقابت تنها بین یک طیف سیاسی است مثلا در حوزه شهرستان های شهریار و بهبهان در هر صورت یک اصلاح طلب پیروز خواهد شد، چون هر دو کاندیدا اصلاح طلبند. و یا اینکه در شهرستان های قائمشهر استان مازنداران، ایذه خوزستان، مراغه آذربایجان شرقی، آبادان و چند شهرستان دیگر رقابت طرفا بین اصولگرایان خواهد بود.

در بعضی از حوزه ها رقابت بین اصولگرایان و اصلاح طلبها نفسگیر است مثل شیراز، مرند و جلفا، داراب، نورآباد و ممسنی، تبریز، ایذه و باغملک و چندین حوزه دیگر. در بعضی حوزه ها اگر چه هیچ اصلاح طلبی به دور دوم راه نیافته و رقابت بین مستقل ها و اصولگرایان خواهد بود اما مسلما اصلاح طلبها از کاندیدای مستقل ِ آن حوزه حمایت خواهند کرد مثل حوزه شهرستان های شبستر در آذربایجان شرقی و شهرضا در استان اصفهان. بر عکس در بعضی حوزه ها مثل بابل، ارومیه، زنجان و ایلام رقابت ظاهرا بین اصلاح طلبان و مستقل هاست اما بی شک اصولگرایان از مستقل ها برای ورود به مجلس حمایت می کنند. در بعضی از حوزه ها نیز رقابت صرفا بین مستقل ها است و مسلما طیف های چپ و راست از یکی از کاندیداها حمایت خواهند کرد مثل کاندیداهای حوزه خدابنده در استان زنجان و مریوان در استان کردستان.

فرایند تعیین رئیس مجلس

اصولگرایان و اصلاح طلبان در دور دوم در همه حوزه ها از کاندیداها حمایت خواهند کرد لذا به احتمال قریب به یقین این ۶۹ نفر با برچسب اصولگرا یا اصلاح طلب و حامیان دولت وارد مجلس دهم خواهند شد. با این فرض که از این تعداد ۳۴ نفر به اردوگاه اصولگرایان و ۳۴ نفر به اصلاح طلبان بپیوندند و ۱ نفر نیز نهایتا بر مشی مستقل خود اصرار ورزند، ترکیب مجلس دهم اینگونه خواهد بود، اصولگرایان ۱۳۲ نفر، اصلاح طلبان و حامیان دولت ۱۲۹ نفر و نهایتا مستقل ها که ۳۵ نفر .

برای انتخاب رئیس مجلس رای نیمی از کل نمایندگان بعلاوه یک رای یعنی مجموعا ۱۴۶ رای لازم است، اگر کسی در مرحله اول رای گیری برای ریاست مجلس نتوانست این تعداد رای را از آن خود کند کار به دور دوم خواهد کشید، در دور دوم هر اکثریت نسبی لحاظ می شود یعنی هر کس رای بیشتری آورد، برای یکسال رئیس مجلس خواهد شد.

لاریجانی یا عارف

حالت اول، ریاست عارف؛ اگر ۹۵ نماینده اصلاح طلبی که در دور اول به مجلس راه یافته اند، بعلاوه ۳۴ اصلاح طلبی که در دور دوم به مجلس راه خواهند یافت همراه با ۱۷ نفر از مستقل های مجلس به عارف رای دهند، او رئیس مجلس خواهد شد. این اگر چه بعید نیست اما نباید چند نکته را از ذهن دور داشت، اولا اینکه لزوما همه کسانی که تحت لوای اصلاح طلبی وارد مجلس دهم شده اند در رقابت بین لاریجانی و عارف به عارف رای نخواهند داد، نمونه بارز آن کاظم جلالی و بهروز نعمتی از تهران، که اگر چه در لیست اصلاح طلبان قرار دارند اما از یاران گلستان و گرمابه لاریجانی محسوب می شوند و بعید نیست در رای مخفیانه خود برای انتخاب رئیس، لاریجانی را برگزینند.

دوم اینکه برخی از حامیان دولت، ترجیح میدهند به دو دلیل لاریجانی رئیس مجلس بماند اولا تجربه ریاست لاریجانی بر مجلس از سال ۹۲ تا ۹۴ که بیشترین همراهی و همکاری با دولت از سوی مجلس انجام گرفت که نمونه بارز آن تصویب برجام و جلوگیری از استیضاح وزرای راه و آموزش و پرورش بود. ثانیا حامیان دولت این نگرانی را نیز دارند که عارف در پایان دور دوم دولت روحانی( البته در صورتی که در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ پیروز شود) بخواهد کانیدای ریاست جمهوری شود، مسلما حامیان دولت تمایل دارند از دورنِ خودِ دولت کاندیدائی دست و پا کنند، کسی مثل نوبخت، علوی، جهانگیری و امثال اینها.

از سوی دیگر عارف خود را نماینده ای با بیشترین تعداد آراء در ایران می بیند، او خود را در پیروزی حسن روحانی دارای سهم زیاد می داند و همکاری دولت برای ریاستش بر مجلس را حق خود و یا پاداشِ خود می پندارد، احتمال ریاست عارف بر مجلس ۶۰% خواهد بود.

حالت دوم، ریاست علی لاریجانی؛ اگر ۹۸ نماینده اصولگرائی که در دور اول به مجلس دهم راه یافته اند به همراه ۳۴ نماینده ی اصولگرائی که در دور دوم به آنها خواهند پیوست بتوانند تنها رای ۱۴ نماینده مستقل را جذب کنند، علی لاریجانی رئیس مجلس دهم خواهد شد. این البته چندان هم آسان نیست اولا همه اصولگرایان لزوما حاضر به ریاست علی لاریجانی نیستند خصوصا نمایندگان جبهه پایداری آنها حاضرند عارف به ریاست برسد اما لاریجانی نه، آنها با این استدلال که در صورت ریاست لاریجانی بر مجلس راه او برای ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ هموارتر خواهد شد شاید رای خود را به گلدان های عارف بیندازند. به احتمال قوی نمایندگان اصولگرای ضد لاریجانی ترجیح میدهند تکلیف خود را با رئیس آینده مجلس روشن کنند، رومی روم یا زنگی زنگ.

از سوی دیگر احتمال گرایش مستقل ها به عارف در فضای سیاسی کنونی بیشتر از لاریجانی است، چرا که مستقل ها به حمایت دولت چشم دارند و می توانند در پشت صحنه در معامله ای سیاسی، با رای به ریاست عارف وزن خود را نزد دولت بیشتر کنند. احتمال ریاست لاریجانی بر مجلس دهم ۳۰% خواهد بود.

حالت سوم، ریاست نوبه ای؛ از آنجا که هیچ یک از طیف های سیاسی نتوانسته اند اکثریت مطلق را در مجلس از آن خود نمایند و با در نظر گرفتن این واقعیت که انتخابات ریاست مجلس و اعضای هیئت رئیسه برای یکسال خواهد بود، این مساله دور از ذهن نیست که اصولگرایان و اصلاح طلبان قدرت را در بین خود تقسیم کنند به این صورت که دو سال لاریجانی رئیس مجلس باشد و معاون اول او اصلاح طلب و معاون دومش از میان اصولگرایان انتخاب شود و در این مدت عارف ریاست فراکسیون اصلاح طلبان را بر عهده بگیرد، و بر عکس، وقتی عارف بر صندلی ریاست تکیه زد، معاون اول او اصولگرا و معاون دومش اصلاح طلب باشد و لاریجانی در جایگاه ریاست فراکسیون اصولگرایان قرار گیرد. احتمال وقوع این سناریو بیشتر از ۱۰% نخواهد بود.

یادداشت : الله کرم مشتاقی فعال سیاسی اصولگرا

/سوک


نظرات کاربران 

ارسال یک پاسخ