دردسر زندان نرفتن محمدرضا خاتمی!
تاريخ ارسال خبر : 20 اکتبر 2012 | ساعت 16:58 | کد خبر: 20828 | sv34 | چاپ این مطلب

به گزارش مشرق کیهان در ستون ویژه های خود نوشت:

یوتل ست هنگ کرد؛ رادیو اسرائیل: قدرت نمایی ایران بود

برخی کانال های رادیو- تلویزیونی غربی روز پنج شنبه برای چند ساعت از دسترس خارج شدند.

بنابرگزارش های رسانه های منتشره، شبکه های سی ان ان، صدای آمریکا، بی بی سی انگلیس و دویچه وله از جمله این شبکه ها بودند که برای ساعت هایی در خاورمیانه از دسترس خارج شدند. سخنگوی شبکه «یوتل ست» به خبرگزاری فرانسه گفته است که برخی از کانال های رادیو و تلویزیون غربی برای مدتی به علت ارسال پارازیت از دسترس خارج شدند. مؤسسه «دویچه وله» به برخی از رسانه ها گفته است که در این خرابکاری دست جمهوری اسلامی را می بیند.

به گزارش دویچه وله آخرین بار برنامه های دویچه وله بامداد پنجشنبه (۲۷ مهر) در معرض پارازیت قرار گرفت. اریک بترمان، مدیر عامل دویچه وله در گفت وگویی با روزنامه آلمانی فرانکفورتر الگماینه به نقض آزادی بیان از سوی جمهوری اسلامی اعتراض کرده است.

دویچه وله علت این اقدام را عملیات تلافی جویانه عنوان کرد و نوشت: «این احتمال وجود دارد که عملیات اخیر از سوی ایران، در واکنش به اقدام ماهواره هات برد صورت گرفته باشد. شبکه «یوتل ست» از روز دوشنبه ۲۴ مهر پخش ماهواره ای ۱۹ شبکه رادیو- تلویزیونی جمهوری اسلامی را از ماهواره هات برد قطع کرد. این شرکت دلیل این اقدام را تحریم های تازه اروپا علیه ایران دانست. به گفته شرکت فرانسوی یوتل ست که مدیریت ماهواره های یوتل ست و هات برد را بر عهده دارد، ایران از چهارشنبه روی شبکه های بی بی سی فارسی، صدای آمریکا و رادیو فردا عمداً اختلال ایجاد کرده بود».

بنگاه رسانه ای بی بی سی هم روز پنج شنبه خبر داد که برنامه های این شبکه از جمله: بی بی سی ورلد نیوز (شبکه خبر بین المللی بی بی سی)، تلویزیون عربی بی بی سی و کانال های رادیویی سرویس جهانی بی بی سی به دو زبان عربی و انگلیسی برای مخاطبان مناطق اروپا و خاورمیانه، در معرض پارازیت های عمدی و متناوب قرار گرفته اند.

رادیو اسرائیل نیز در گزارشی گفت: ایران در یک قدرت نمایی کم سابقه امواج برخی شبکه های غربی از جمله سی ان ان را هدف قرار داد و در طول ساعاتی از شبانه روز موفق شد مانع از پخش برنامه های شبکه های جهانی نظیر «سی ان ان ، بی بی سی ورلد، یورونیوز و دیگر شبکه های مشابه شود.

از سوی دیگر وبسایت بی بی سی فارسی در ارزیابی قدرت ایران در زمینه جنگ سایبری نوشت: ایران طی ماه های گذشته هم قربانی حملات سایبری بوده و هم براساس برخی گزارش ها در نقش حمله کننده در فضای سایبر و اینترنت عمل کرده است. مصلحی وزیر اطلاعات ایران در ماه ژوئن امسال گفت «ما تقریباً روزانه با این حمله ها مواجه هستیم.» وی این را هم گفت که کشورش قصد دارد از «لاک دفاعی» خارج و وارد حوزه «جنگ نرم» با آمریکا شود.

رسانه دولتی انگلیس هر چند مدعی شد «نحوه حملات سایبری ایران نشان می دهد فناوری ها و روش های به کار گرفته شده قدیمی و شناخته شده هستند» اما اذعان کرد: هرب لین دانشمند ارشد کامپیوتر در شورای پژوهش ملی در آمریکا می گوید براساس گزارش ها و مطالبی که مطالعه کرده، ایران از قدرت بالایی برای انجام حملات سایبری برخوردار است.

بی بی سی افزود: برخی برای نشان دادن توان تکنولوژیک ایران به ماجرای فرونشاندن یک هواپیمای بدون خلبان آمریکایی با شماره شناسه ۱۷۰-RQ که به «هیولای قندهار» هم معروف شده بود اشاره می کنند که ظاهراً با هدف جمع آوری اطلاعات از تأسیسات هسته ای ایران به حریم هوایی ایران وارد شده بود. این هواپیمای جاسوسی تقریباً سالم در ایران به زمین نشانده شد و بعدها مشخص شد که به احتمال بسیار قوی این موفقیت بخاطر توانایی در بدست گرفتن سیستم جی پی اس (موقعیت یاب ماهواره ای) آن هواپیما بود.

این شبکه انگلیسی با اشاره به سخنان چندی پیش نیک هاروی معاون وزیر دفاع بریتانیا پرداخت که از حملات سایبری به عنوان «گزینه ای متمدنانه» نام برده و گفته بود می توان از آن بر علیه دشمن استفاده کرد. زیرا این اقدام معمولاً با خسارت زیاد همراه نیست. بی بی سی اضافه می کند: البته موضع آقای هاروی مخالفانی هم دارد و بوده اند مسئولان و سیاستمدارانی که نسبت به خطر حملات سایبری به تأسیسات هسته ای در جهان هشدار داده اند. سؤال این است که فقط یک یا چند کشور می توانند در مقابله با آنچه خطری برای منافع خود می دانند دست به حملات پیشدستانه سایبری علیه کشور دیگری بزنند یا این حق برای همه محفوظ است. طرح این سؤال بخاطر خطراتی است که یک حمله سایبری می تواند گاه در سطح فاجعه ای سراسری ایجاد کند.


 

عاطفه خشکیده شبکه سعودی بالاخره جریحه دار شد

شبکه سعودی العربیه در آخرین شیطنت رسانه ای علیه سوریه مدعی شد ارتش سوریه از بمب های خوشه ای استفاده کرده است.

این شبکه که به العبریه معروف شده و در جنگ های ۲۲ روزه و ۳۳ روزه جنایت های رژیم صهیونیستی را توجیه می کرد، برای مستند شدن ادعای خود علیه ارتش سوریه، تصویری را منتشر کرد که نه مربوط به درگیری های سوریه بلکه متعلق به بمباران های هوایی رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۶ علیه مردم لبنان بود!

به گزارش العالم به نقل از سایت «الحقیقه» این تصویر در اوایل دسامبر ۲۰۱۰ در روزنامه انگلیسی گاردین و به عنوان یکی از اسناد استفاده ارتش رژیم صهیونیستی از بمب های خوشه ای منتشر شده است.

گاردین در سال ۲۰۱۰ در خبری به نقل از سایت «ویکی لیکس» تأکید کرد دولت انگلیس به آمریکا اجازه داده تا بمب های خوشه ای را در خاک انگلیس انبار کند. این در حالی است که انگلیس توافقنامه بین المللی ممنوعیت استفاده از این نوع بمب ها را امضا کرده است.

براساس گزارش گاردین، آمریکا از طریق خاک انگلیس بمب های خوشه ای را به دست صهیونیست ها در اراضی اشغالی فلسطین می رساند، تا بتواند آنها را در جنگ سال ۲۰۰۶ علیه لبنان استفاده کند.

رژیم صهیونیستی و رژیم سعودی همان گونه که در قبال جنایات تل آویو علیه مردم مسلمان لبنان و غزه موضع هماهنگی داشتند، موضع مشترکی را نیز در زمینه فتنه انگیزی علیه مردم مسلمان سوریه در پیش گرفته اند. به همین دلیل نیز جنایت های رژیم صهیونیستی در استفاده از بمب های خوشه ای و اورانیومی در جنگ ۲۲روزه و ۳۳ روزه با سکوت رسانه هایی چون العربیه مواجه شد که بعد از چند سال تازه یادشان افتاده تا نگران به کارگیری بمب های خوشه ای شوند!


 

سیاهی لشکر سازمان آب رفته بود اما واقعا سیاه بود!

سیاهی لشکر سازمان تروریستی منافقین در پارک داگ هامر شولد آمریکا هر چند لشکر نبود اما واقعا سیاه بود!

پایگاه اینترنتی اخبار روز (وابسته به طیفی از عناصر ضد انقلاب) با اشاره به نمایش چندی پیش منافقین که در پی حذف نام سازمان از فهرست گروه های تروریستی آمریکا انجام شد، نوشت: ۸-۷ سیاه پوست بنفش پوش طبل ها را در خیابان داگ هامرشولد به صدا درآوردند. بادکنک ها در سراسر صحنه نمایش به چشم می خورد. فضای پارک آمیخته از سر و صدا بود. صحنه نمایش به آهستگی در سیاهی لشکری که در مقایسه با سال های پیشین شدیداً آب رفته بود، پر می شد. بعضی از اینها گرچه سیاه بودند اما با سیاهی لشکر های قبلی متفاوت می نمودند. پرسیدم ببخشید شما هوادار این گروه هستید؟ پیرزن سیاه رو برگرداند و از پاسخ خودداری کرد. همتای هم سن و سال او به لهجه سیاهان محله هارلم نیویورک جواب داد ما از یک کلیسا آمده ایم برای حمایت از اینها. گفتم مگه اینها را می شناسید. گفت نه نمی شناسم میدانی، اینها به کلیسای ما کمک مالی می کنند و هر از گاهی هم به کلیسا می آیند(!) آن طرف تر چند دلقک مشغول هنرنمایی بودند… بعد هم شماری از سیاستمداران [بازنشسته] آمریکایی به نمایشنامه پارک داگ هامرشولد پیوستند. ساندویچ ساب وی و کوک وایت ها هم به راه بود.


 

مکالمات مردم در آمریکا از سوی ۳۰ هزار نفر شنود می شود

چهارسال دوره زمامداری باراک اوباما با نقض شعارهای وی سپری شد و آمریکا چهره شدیداً امنیتی حتی امنیتی تر از دوره بوش پیدا کرد.

مجله فرانسوی لوموند دیپلماتیک ضمن انتشار این تحلیل توقیف های دلخواه، بازداشت های غیرقانونی و محاکم سریع و باراک اوباما علیرغم وعده ها، سیاست امنیتی سلفش را پی گرفته است. اوباما در سال ۲۰۰۸، وقتی نامزد مقام ریاست جمهوری بود وعده می داد که زندان «گوانتانامو» را ببندد، قانون سال ۲۰۰۱ درباره امنیت داخلی (لایحه موسوم به وطن پرستی) را لغو و از نظامیان یا اعضاء دستگاه های اطلاعاتی حمایت کند که سوءاستفاده های دوایر متبوع خویش را فاش سازند. متقاضی دموکرات آنروز کاخ سفید وانمود می کرد که رام کننده پر زور سرکشی های دستگاه امنیتی است که از زمان سوءقصدهای ۱۱سپتامبر، به دیوانسالاری درندشت و غالبا عنان گسیخته ای تبدیل شده بود. با اینهمه چهار سال بعد، «گوانتانامو» همچنان به کار خود ادامه می دهد، دادگاه های نظامی آن، محاکمات را از سرگرفته اند و «لایحه وطن پرستی» تمدید شده است. وزارت دادگستری، مصمم به تنبیه هرگونه افشای اطلاعات حساس، به پیگرد شش فقره اتهام نقض قانون ناظر بر جاسوسی پرداخته است و دولت اوباما اجازه قتل کسانی را در بیرون از مرزهای کشور داده است که کما بیش عجولانه «تروریست» تشخیص داده اند، حتی اگر در عملیات مسلحانه مشارکتی نداشته باشند. به رغم خبط های ذاتی این دریافت شتابزده از امنیت -مانند مورد نوجوان ۱۶ ساله آمریکائی، فرزند یک مسئول فرضی القاعده که به اشتباه در سپتامبر ۲۰۱۱ در یمن به قتل رسید- آقای اوباما، به گواه کاربرد بیش از پیش مکرر هواپیماهای بدون سرنشین در پاکستان و یمن و سومالی، عملیات «سری» اعدام های بی محاکمه ای را شدت بخشیده است.

لوموند دیپلماتیک افزود: باورمندان سرخورده و دلسرد شدند. چهارچوب های امنیتی، نظارت مداخله گرانه در زندگی روزمره آمریکائی ها را هر روز بیشتر کرده اند، نمودار آن تفتیش گرهای الکترونیکی است که امروزه صد و چهل فرودگاه کشور را به آنها مجهز کرده اند تا تصویری عریان از اندام مسافران بردارند بارزتر از آن، تقویت مراقبت های درون مرزی است. دولت فدرال امروز سی هزار تن را به شنود مکالمات تلفنی آمریکائیان گمارده. وزارت امنیت داخلی که در سال ۲۰۰۲ پدید آمد، در ده سال گذشته پس از «پنتاگون» و وزارت رزمندگان پیشین، در رده سوم قوی ترین دیوانسالاری کشور جای گرفته است. گسترش ابعاد دولت امنیت محور را به دشواری می توان اندازه گرفت. از زمان سوءقصدهای ۱۱سپتامبر، آمیزه سردرگمی از تیول های دیوانی، به ساخت و ساز در مرکز شهر واشنگتن رونق بخشیده است. بدینسان بر روی زمینی به مساحت کل صدو پنجاه هکتار- معادل سه برابر زیربنای «پنتاگون» و بیست و دو برابر «کاپیتول» [مقر مجالس قانونگذاری فدرال] سی و سه ساختمان جدید ساخته اند. این سیستم تازه مراقبت هر سال پنجاه هزار گزارش، یعنی روزانه صد و سی و شش گزارش تولید می کند.

این مجله فرانسوی معتقد است: گرچه معروف است که مردم آمریکا مداخله دولت در زندگی خصوصی را برنمی تابند اما مردم کمابیش خود را با این وضع تطبیق داده اند. گسترش بوروکراسی امنیتی با ضرباهنگ مداخلات نظامی آمریکا در خارج پیش رفته است. در زمانی که ایالات متحده با بحران بودجه ای وخیمی روبروست، برخی، حتی در صحن حزب جمهوریخواه، در نظر دارند بودجه ارتش را کاهش دهند. آیا هزینه سیاست های ریاضتی گریبانگیر پیرایه های نظارت و مراقبت نیز خواهد شد؟


 

زندان نرفتن محمدرضا خاتمی هم دردسری شده!

ارگان حلقه لندن ضمن انتشار مقاله ای، به توجیه علت زندانی نشدن محمدرضا خاتمی و اظهارات او مبنی بر اینکه ما برانداز نیستیم پرداخت.

محافل ضد انقلاب اظهارات اخیر رضا خاتمی را مورد اعتراض قرار داده و اصلاح طلبان – به ویژه طیف فراری آنها در خارج – را متهم کرده اند که می خواهند بر سر جنبش سبز معامله کنند. آنها بازداشت نشدن رضا خاتمی را در کنار برخی مواضع محمد خاتمی نشانه ادعای خود شمرده اند.

پس از این اتفاق سایت جرس در مقاله ای به قلم آرش-غ از اعضای خارج نشین حزب مشارکت سعی کرد چهره ای رادیکال و مبارز ترسیم کند و بازداشت او را توجیه نماید. جرس می نویسد: این اولین بار نیست که اصلاح طلبان و به معنای اخص آنان جبهه مشارکت و برخی از سران آن، اینگونه مورد انتقاد کسانی قرار می گیرند که در بی عملی سیاسی آنان همین بس که از سال ۱۳۷۶ بارها و بارها برای همین ها، هم سوت زدند و هم کف کشیدند و هم آنها را هو نمودند. آنها را به بی عملی سیاسی متهم می کنند و می گویند که «برنامه سیاسی» ندارند و برای «پیام آشتی جویانه به حاکمیت» باید به بند نقد کشیده شوند. در حالی که کسی مثل «محمدرضا خاتمی» در داخل کشور با آن همه ملاحظات و محذوریت های امنیتی قرار دارد، از خارج نسخه می پیچند که «موقعیت آقای رضا خاتمی با موقعیت بسیاری از همراهان و همفکرانش که سالیانی است زجر زندان و غربت و ستمی که بر آنان و خانواده هایشان رفته است را تحمل می کنند یکسان نیست».

جرس در توجیه بازداشت نشدن رضا خاتمی نوشت: چه کسی است که نداند عمق کینه و مشکلی که نهادهای امنیتی با امثال مصطفی تاج زاده و مصطفی قدیانی این روزها پیدا کرده اند، اگر از رضا خاتمی کمتر نباشد بیشتر نیست؟ به تعبیر بهتر برای آنها، سه نفر، بهزاد نبوی، مهدی هاشمی و رضا خاتمی، سه خال تکی هستند که اولی از همان روزهای آغازین پس از انتخابات به زندان رفت، دومی در هول و ولای دعوای سیاسی با هاشمی رفسنجانی همین تازگی روانه اوین شده است، و اگر محمدرضا خاتمی هم به زندان نمی رود فقط و فقط به دلیل انتساب فامیلی او به خانواده امام(ره) است که دست امنیتی ها را تاکنون بسته است(!)

این پایگاه اینترنتی بی آن که به فرار گردانندگانش و عافیت نشینی در اروپا و آمریکا اشاره کند، در ادامه توجیه خود مدعی شد: برخی از دوستان، اصلاح طلب خوب را اصلاح طلب زندانی می دانند غافل از اینکه خوبی و بدی یک اصلاح طلب به زندان رفتن یا نرفتنش نیست، به نقشی است که در زمان ایفا می کند آنها که به زندان رفتند البته حسینی [!؟] عمل کردند اما اینانی که در بیرون هستند چندان هم صم و بکم نبودند و چون خاموش نیستند این همه مورد طعنه و انتقاد قرار می گیرند. ما در میان اصلاح طلبان دوم خردادی، اصلاح طلب بد نداریم. آن که بد است اصلا اصلاح طلب نیست و اشتباهی با اصلاح طلبان بر خورده است.

جرس با اشاره تلویحی به حماقت مدعیان اصلاح طلبی در همراهی با گروهک های ضدانقلاب در فتنه سال ۸۸ و برخورد قاطع نظام با آنان نوشت: حزب مشارکت و سازمان مجاهدین در دام براندازی کور و ناپخته ای که هم گروهی از نهادهای امنیتی و هم بخشی از اپوزیسیون خام در خارج از کشور برای آن لحظه شماری می کنند قرار نخواهند گرفت. تازه محمدرضا خاتمی همه اینها را هم در پاریس، در واشنگتن، یا در کره مریخ نگفته است که دست هیچ جنبنده ای به او نرسد. او درون مرزهای جغرافیایی کشور با توجه به تمام ملاحظات امنیتی موجود، نظر سیاسی خودش را و گروهی را که بدان انتساب دارد فقط تکرار کرده است.

انتشار این تحلیل حاکی از آن است که عناصر فراری ورشکسته و رفقای حزبی آنها در داخل با توجه به کوتاه شدن دست شان از انتخابات مجلس و در کنار آن گرفتار شدن سر صحنه ساختارشکنی (فتنه ۸۸)، به شدت نسبت به خبط بزرگ در سه سال پیش احساس ندامت می کنند. این طیف با این حال جرئت ندارند علناً مرزبندی روشنی با گروهک های برانداز داشته باشند چرا که این طیف ها را عقبه خود می شمارند و با آنها درباره بی اعتقادی به قانون اساسی، ولایت فقیه، خط امام، جمهوری اسلامی و بالاتر از همه اسلام و انقلاب اسلامی هم مسیر هستند.


نظرات کاربران 

ارسال یک پاسخ