سندی که شیعه به آن افتخار می کند
تاريخ ارسال خبر : 10 نوامبر 2012 | ساعت 13:26 | کد خبر: 21766 | sv12 | چاپ این مطلب

یکی از آیاتی که در روز بیست و چهارم ذی الحجّه نازل شده است آیه مباهله است. آیه مباهله برای اهل بیت «سلام الله علیهم» و به طور کلی برای تشیع موجب سرافرازی و افتخار است.

آیه «مباهله» (آل عمران:۶۱) از مهم ترین ادله قرآنی، در خصوص فضیلت و برتری اهل بیت(علیه السلام) محسوب می گردد. مفسران و دانشمندان مذهب اهل بیت(علیه السلام) و اهل سنت در طول تاریخ درباره این آیه بحثهای مختلفی را انجام داده اند. در این مقاله با توجه به اهمیت موضوع، آیه «مباهله» را به صورت تطبیقی از دیدگاه فریقین بررسی و به شبهات، ابهامات و سۆالات مربوط پاسخ داده شده است.

آیه مباهله، آیه ۶۱ از سوره مبارکه آل عمران است که دارای دویست آیه است و از سوره های مدنی به حساب می آید. در این سوره مبارکه از معارف بلند اسلامی، دستورهای جاوید دینی و برخی سرگذشت ها سخن به میان آمده است.

خداوند متعال در آیه مباهله چنین می فرماید:

ان مثل عیسی عند الله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون. الحق من ربک فلاتکن من الممترین. فمن حاجّک فیه من بعد ما جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین؛(آل عمران(۳)، آیه ۵۹ـ۶۱)

«همانا مثل عیسی در نزد خدا، همچون مثل آدم است که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فوراً موجود شد ]بنابراین ولادت مسیح بدون پدر، هرگز دلیل بر الوهیت او نیست.[اینها حقیقتی است از جانب پروردگار تو، بنابراین از تردیدکنندگان مباش. هرگاه بعد از علم و دانشی که [درباره عیسی مسیح] به تو رسیده، باز کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما نفوس خود را دعوت کنیم، شما هم نفوس خود را؛ آن گاه مباهله کنیم و لعنت خداوند را بر دروغ گویان قرار دهیم.

این واژه در اصطلاح به معنای نفرین کردن دو نفر یا دو گروه به یکدیگر است؛ به گونه ای که افرادی که با هم درباره یک مسئله مهم دینی، مذهبی و… با یکدیگر گفت وگو و اختلاف دارند، در یک جا جمع شوند و به درگاه الهی تضرع کنند و از خداوند بخواهند که فرد دروغگو یا ظالم را رسوا سازد و یا بر او عذابی نازل فرماید

نگاهی به معنای مباهله  آیه مباهله (آیه ۶۱ سوره آل عمران)

« فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَهُ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ »

هرگاه بعد از علم و دانشى که به تو رسیده،(باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم

واژه‏ى «نَبتَهل» از ریشه‏ى «اِبتهال» به معناى بازکردن دست‏ها و آرنج‏ها براى دعا، به سوى آسمان است واین آیه به دلیل این واژه، به آیه‏ى مباهله معروف گشته است.

«مباهله» واژه ای عربی است و معنای آن رها کردن و قید و بندی را از چیزی برداشتن است. یکی از معانی آن به حال خود گذاشتن حیوان مادّه و نبستن پستان اوست تا بدین وسیله نوزادش بتواند به راحتی شیر بنوشد. در زبان عربی به این حیوان مادّه «باهل» گفته می شود.(ر.ک: راغب الاصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص ۱۴۹(مادّه بهل)، دارالقلم، دمشق، چاپ اول، ۱۴۱۲ق؛ الزمخشری، جارالله، اساس البلاغه، ص ۳۲)

همچنین این کلمه به معنای لعنت کردن نیز آمده است.(ر.ک: احمد بن محمد القیومی، المصباح المنیر، ج ۱، ص ۶۴، الزمخشری، اساس البلاغه، ص ۳۲)

امّا این واژه در اصطلاح به معنای نفرین کردن دو نفر یا دو گروه به یکدیگر است؛ به گونه ای که افرادی که با هم درباره یک مسئله مهم دینی، مذهبی و… با یکدیگر گفت وگو و اختلاف دارند، در یک جا جمع شوند و به درگاه الهی تضرع کنند و از خداوند بخواهند که فرد دروغگو یا ظالم را رسوا سازد و یا بر او عذابی نازل فرماید.

حضرت محمد

تفسیر آیه مباهله

در تفاسیر شیعه و سنى آمده : در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مأمور تبلیغ اسلام در منطقه نجران (در سرزمین یمن) شدند. مسیحیانِ نجران نیز هیئتى را به نمایندگى از سوى خود براى گفتگو با پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به مدینه فرستادند. ولی علی رغم مباحثه هایی که میان آنان و پیامبر (صلی الله علیه و آله) شد، باز هم آنان بهانه‏جویى کرده و در حقّانیّت اسلام ابراز شک مى‏نمودند.

 

اما سیره در مقابل این افراد لجوج چیست ؟

وقتی استدلالهای متعدد جوابگو نشد و شخص مقابل از پذیرش حقّ خودداری کرد و به لجاجت و آشوب ادامه داد ، جواب کوبنده است از اینرو آیه نازل گشت که :

« … فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَهُ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ » … به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»

آری اگر انسان، علم و ایمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزدیک‏ترین بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. « مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ » و در وادی معرفت، بین زن و مرد فرقی نیست : «نِسائِنا»

هنگامى که نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) شنیدند، با توجه به ادلّه روشن پیامبر، در مباحثات و احتمال پیامبر بودن ایشان ، متحیّر ماندند ، آنان مُهلت خواستند تا در این باره فکر و اندیشه و مشورت کنند.

واژه‏ى «نَبتَهل» از ریشه‏ى «اِبتهال» به معناى بازکردن دست‏ها و آرنج‏ها براى دعا، به سوى آسمان است واین آیه به دلیل این واژه، به آیه‏ى مباهله معروف گشته است

بزرگِ نصارى به آنها گفت: شما پیشنهاد پیامبر مسلمین را بپذیرید و بروید ، اگر دیدید که پیامبر آنان، با سر وصدا و جمعیّتى انبوه براى نفرین مى‏آید، نگران نباشید و بدانید که خبرى نیست، ولى اگر با افراد کمی به میدان آمد، از مباهله خودداری کنید و با او مصالحه کنید و هرچه گفت بپذیرید.

روز مباهله، آنها دیدند که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) آمد اما همراه با دو کودک و یک جوان و یک زن !

آن دو کودک، حسن و حسین‏ و آن جوان، علىّ‏ بن ابى‏طالب‏ و آن زن ، فاطمه‏ى زهرا ، دختر پیامبر بودند.

اُسقف مسیحیان گفت: من چهره‏هایى را مى‏بینم که اگر از خداوند بخواهند کوه از جا کنده شود، کنده مى‏شود.

با دیدن آن چهره ها ، آنها ترجیح دادند ، از مباهله اعلام انصراف کرده و حاضر به مصالحه و توافق شوند !!!

چنانکه آمد این ماجرا، علاوه بر تفاسیر شیعه، در اصلی ترین منابع حدیثی اهل سنّت نیز آمده.

در اینجا فخر رازى (از علمای اهل سنت) سۆالی را درباره نزول آیه در حق اهل بیت (علیهم‏السلام) مطرح کرده که : چگونه ممکن است منظور از ابناءنا {فرزندان ما} حسن و حسین (علیه السلام) باشد ، درحالى که ابناء جمع است و جمع بر دو نفر گفته نمى‏شود ، و چگونه ممکن است نسائنا که معنى جمع دارد تنها بر بانوى اسلام فاطمه (سلام الله علیها) اطلاق گردد ؟ و اگر منظور از انفسنا تنها على (علیه السلام) است چرا به صیغه جمع آمده؟!

پاسخ :

اولاً – همانطور که آمد، اجماع علماى اسلام و احادیث فراوانى که در بسیارى از منابع معروف و معتبر سنى و شیعه در زمینه ورود این آیه در مورد اهل بیت (علیهم‏السلام) به ما رسیده است و در آنها تصریح شده پیغمبر (صلی الله علیه و آله) غیر از على (علیه السلام) و فاطمه (س) و حسن و حسین (علیه السلام) کسى را به مباهله نیاورد ، قرینه آشکارى براى تفسیر آیه خواهد بود ، زیرا مى‏دانیم از جمله قرائنى که آیات قرآن را تفسیر مى‏کند روایات و شان نزول قطعی است.

بنابر این ، ایراد مزبور تنها متوجه شیعه نمى‏شود ، بلکه دانشمندان اهل سنت هم باید جوابگو باشند.

ثانیاً – اطلاق صیغه جمع بر مفرد یا بر تثنیه تازگى ندارد ، و در قرآن و غیر قرآن از ادبیات عرب، و حتى غیر عرب این معنى بسیار است .

اهل بیت

توضیح : بسیار مى‏شود که به هنگام بیان یک قانون ، یا تنظیم یک عهدنامه، حکم به صورت کلى و به صیغه جمع آورده مى‏شود ، یک مثال عادّی مثلا در عقد اجاره ای ، صاحب خانه شرط میکند که در این خانه فقط مستأجر به همراه همسر و فرزندانش(جمع) زندگی نماید در حالیکه ممکن است مستأجر در حال حاضر اصلا فرزندی نداشته باشد یا تنها یک یا دو فرزند داشته باشد ، این موضوع هیچگونه منافاتى با تنظیم قانون یا اجاره یا … به صورت جمع ندارد .

به عبارت دیگر حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) موظف بود طبق قراردادى که با نصاراى نجران بست، همه فرزندان و زنان خاص خاندانش و تمام کسانى را که به منزله جان او بودند، همراه خود به مباهله ببرد ، ولى اینها مصداقى جز دو فرزند و یک زن و یک مرد نداشت .

اضافه بر این در آیات قرآن موارد متعددى داریم که عبارت به صورت صیغه جمع آمده اما مصداق آن منحصر به یک فرد بوده است : مثلا در همین سوره (آل عمران) آیه ۱۷۳ آمده :

« الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ … »

کسانى که مردم به آنها گفتند دشمنان (براى حمله به شما) اجتماع کرده‏اند از آنها بترسید  .

در این آیه منظور از الناس (مردم) طبق تصریح جمعى از مفسران فقط {نعیم بن مسعود} است که از ابو سفیان اموالى گرفته بود تا مسلمانان را از قدرت مشرکان بترساند !

همچنین در آیه ۱۸۱ آمده :

« لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِیرٌ وَنَحْنُ أَغْنِیَاء … »

خداوند گفتار کسانى را که مى‏گفتند : خدا فقیر است و ما بى‏نیازیم (و لذا از ما مطالبه زکات کرده است) شنید .

در اینجا فخر رازى (از علمای اهل سنت) سۆالی را درباره نزول آیه در حق اهل بیت (علیهم‏السلام) مطرح کرده که : چگونه ممکن است منظور از ابناءنا {فرزندان ما} حسن و حسین (علیه السلام) باشد ، درحالى که ابناء جمع است و جمع بر دو نفر گفته نمى‏شود ، و چگونه ممکن است نسائنا که معنى جمع دارد تنها بر بانوى اسلام فاطمه (سلام الله علیها) اطلاق گردد ؟ و اگر منظور از انفسنا تنها على (علیه السلام) است چرا به صیغه جمع آمده؟!

که منظور از الذین در آیه به تصریح جمعى از مفسران فقط {حى بن اخطب یا فنحاص} است .

و البته گاهى اطلاق کلمه جمع بر مفرد به عنوان بزرگداشت نیز دیده مى‏شود ، همان طور که در باره حضرت ابراهیم (علیه السلام) در آیه ۱۲۰ سوره نحل آمده :

« اِنَّ اِبْراهِیمَ کانَ اُمَّهً قانِتاً لله … » { ابراهیم (علیه السلام) امّتى بود خاضع ، در پیشگاه خدا  }

که در اینجا کلمه اُمّت ، که اسم جمع است بر یک نفر ، اطلاق شده است .

آری در دعا، حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها، گروه مباهله کننده پنج نفر بیشتر نبودند.

پنج نفری که هر کدام یک ملت بودند …

{ گفتنی است اکنون، آن بیابانی که قرار بود در آنجا مباهله صورت بگیرد ، داخل در شهر مدینه گشته و در آنجا ، مسجدى به نام «مسجد الاجابه» ساخته شده که تصویرش را می آوریم }

 

نتیجه گیری:

با بررسی در منابع روایی اهل بیت و اهل سنت می توان به طور کلی این گونه نتیجه گیری کرد که از روایات و احادیث مطالب ذیل قابل بیان می باشد:

۱٫ آیه مباهله در درجه نخست، به طور روشن بر فضیلت و برتری پنج تن آل عبا (علیه السلام) ـ پیامبر اسلام، امام علی، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین ـ دلالت دارد.

۲٫ آیه مباهله مختص به پنج تن مقدس است و این از ظاهر آیه شریفه و روایات فریقین به دست می آید.

۳٫ امام علی(علیه السلام)، فاطمه زهرا(س)، امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام)، در نزد پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) شأن و منزلت بسیار ویژه ای داشتند.


نظرات کاربران 

ارسال یک پاسخ