از مذهب علیه مذهب!!
تاريخ ارسال خبر : 22 نوامبر 2012 | ساعت 17:38 | کد خبر: 22088 | sv166 | چاپ این مطلب

آن چه می خواهم بنویسم در مورد حرکت هایی به ظاهر مذهبی است که متاسفانه علیه مذهب شکل گرفته و می گیرد و نه تنها مسئولان امر به آن هیچ وقعی نمی نهند بلکه متاسفانه به آن دامن هم می زنند. از طرف دیگر متاسفانه پس از انقلاب به این سوی عرصه فرهنگی علی رغم همه توصیه های موکد حضرت امام و مقام معظم رهبری، نادیده انگاشته شده و کسی وارد این عرصه نمی شود و بلکه فرهنگ را از دریچه سیاست می نگرند و این بزرگترین معضلی است که گریبانگیر ما گشته زیرا دشمن عرصه سیاست را رها نموده و همه هم و غم خود را متوجه عرصه فرهنگ نموده در حالی که ما همه سرگرم بازی های سیاسی و سیاست بازی هایی شده ایم که دشمنان به وجود آورده و ما را به این جبهه مشغول ساخته اند و از این موهبت بسیار استفاده می کنند تا به قلب سپاه اسلام که اعتقادات و تفکرات و اندیشه هاست حمله برند و ما بی خبران و غافلان هنوز در پی آن همه توجهات و تذکرات رهبر فرزانه انقلاب به این عرصه توجه خاصی نداریم.

از جمله حملات دشمن در عرصه فرهنگی استفاده از مراسم های مذهبی و به انحراف کشاندن آنهاست.

بسیار جالب است. به این جمله امام موسی صدر در نیمه شعبانی از دهه چهل در کاشان که به صورت کتاب حرکت اسلامی لبنان هم چاپ شده است دقت فرمایید:

” علامه شرف الدین به من گفت که دشمن از همان جایی به ما ضربه زده است که ما به او ضربه زدیم و ما باید از همان جایی به او ضربه بزنیم که او به ما ضربه زد.”

نمی دانم دوستان تا به حال این کتاب را خوانده اند و بر روی این جمله تامل کرده اند. یا خیر.

سردار رشید اسلام شهید دکتر مصطفی چمران – لازم به ذکر است که این لقبی است که حضرت امام خمینی تنها به شهید چمران داد و نه به کس دیگری و آن هم به این دلیل بود که چمران به عرفان الهی دست یافته بود و ملیت برای او ارزشی نداشت او در هر جای که می رفت علم اسلام را بر می افراشت از آمریکا گرفته تا…. و در هر جا که احساس وظیفه می کرد حضور می یافت تا برای اعتلای کلمه توحید جهاد نماید ولی متاسفانه امروزه به هر شهیدی این لقب تعلق می گیرد- در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه احتمالاْ سال ۵۹ که در نرم افزار تهیه شده توسط بنیاد شهید چمران آمده است می گوید: ” انقلاب ما فرقش با بقیه انقلاب ها در این است که این انقلاب از درون افراد جوشیدن گرفت و سپس به میان جامعه آمد و باعث تغییر نظام حاکم شد.” یعنی این انقلابی فرهنگی بود و سپس سیاسی.

این گفتمان بر اساس همان گفتمان اسلامی است که جناب استاد جلال الدین فارسی تحت عنوان ” انقلاب تکاملی اسلام” در کتابی تحت همین عنوان در دهه ۵۰ از آن یاد می کند.

آری اسلام ابتدا در درون انقلاب می کند و سپس برون.

اما همه این ها مقدمه ای بود برای این مسئله که بگویم ما را به کجا می برند؟

چند سال پیش یعنی حدوداْ ده سال پیش از این در حالی که در دوران اصلاحات بودیم و همگی سرگرم سیاست بازی هایی که آقایان سیاسی مان راه انداخته بودند و بر سر و کله هم می زدیم در همان دوران ناگهان یک حرکت به اصطلاح فرهنگی مذهبی با رویکردی ولایی و انقلابی در میان نیروهای ارزشی و به اصطلاح ولایتی شروع شد. هیئت. آری هیئت بازی.

آری دشمن از همان جایی به ما ضربه زد که سالیان قبل ما به او ضربه زده بودیم. و حال….

هیئت ها پا گرفتند اما نه به روشی انقلابی و شیعی و اسلامی همچون حرکت اسلامی لبنان که امام موسی صدر و علامه شرف الدین با همین هیئت ها راه اندازی نمودند و حالا شده است حزب الله که فخر و شرف و عزت شیعه و اسلام است و نه همچون همین فداییان اسلام و موتلفه اسلامی و …نه بلکه با حالتی تخدیری و خرافاتی….

دهه ۵۰ بود که فریادهای بیدار گرایانه علامه شهید مرتضی مطهری و معلم شهید دکتر شریعتی بر تحریفات و خرافات مذهبی و دینی به خصوص در انجام مراسم ها شدت گرفت و در مدت کوتاه چند سال این تحریفات و خرافات به مجاهدت پیروان راستین خط امام از مراسم های مذهبی زدوده شد.

دو کتاب ارزشمند حماسه حسینی از شهید مطهری و تشیع علوی و تشیع صفوی دکتر شریعتی بر این حرکت اصلاحی و انقلابی تاثیر بسزایی داشت.

مداحان پیرو خط امام در همه هیات ها دست به کار شدند و حرکتی بزرگ را انجام دادند. پاکسازی انقلابی و حسینی در هیات های مذهبی و سنتی.

برچیده شدن شده(علم) و نمودهای خرافی دیگر- زدودن آثار خرافه و تحریف در اشعار و مراسم هاو….

به گونه ای که هم سن و سالان ما در کشور به خوبی به یاد دارند که تا حدود ۱۰ سال پیش در بسیاری از مناطق ایران مثلاْ همین کازرون خودمان خبری از شده یا اژدها و… نبود. اثری از تابلوها و تمثالهای ائمه نبود.

تا این که با ظهور این هیات های ساکن حرکت های تقبیح شده ای چون قمه زنی و خودزنی و… در این هیات ها باب شد.

تحریفات و خرافات بسیاری به همت آن مجاهدان راستین از دین و مذهب پاک شده بود دوباره سر درآوردند. مراسم هایی چون عیدالزهرا که امام آن را حرام دانسته بودند دوبار صورت گرفت. و…..

آری دوباره روز از نو ….

و حالا رنگ انقلابی و ولایی گرفته اند.

فریادهای مراجع و روحانیون بیدار و انقلابی همچون آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله جوادی آملی و …. شروع شد. اما این بار مقاومت در مقابل علمای اسلام برای پاکسازی وجود داشت. مقاومتی که در ابتدا شاید از روی جهالت بود ولی ….

۶ سال پیش بود که کنگره آمریکا و رژیم صهیونیستی رسماْ اعلام نمودند که داریم در هیات های مذهبی کار می کنیم. دیگر جای شکی برای امثال من که به دیده تردید در مورد این هیات ها می نگریستیم وجود نداشت.

باید گفت که این مراسم ها در ابتدا شعار است. آری شعار. به قول استاد ارجمندم می گوید نیمی از دین تظاهر و شعار است. می دانی چرا؟

زیرا مومنین احساس غرور می کنند و تردیدها کم می شود. جنبه روحی روانی دارد.

حال به این مراسم در ظاهر نگاه می کنیم : اشاعه شخصیت هایی چون غلام ترک که معصیت کار بود و شخصیت هایی این چنین. اشاعه این که ما در قیامت پارتی داریم و امثال این گونه بحث ها. و یا اشاعه منکری به نام قمه زنی و خودزنی برای ائمه در حالی که طبق نص صریح قرآن حرام است. ساکن شدن و عدم خروج این هیات ها در ایام محرم و به خصوص در مراسم تاسوعا و عاشورا یعنی خالی کردن عرصه از نیروهای مخلص و مومن و … و در نتیجه افتادن خیابان به دست اراذل و اوباش تا هر کاری خواستند بکنند از صدمه زدن به اموال عمومی و خصوصی به اسم عزاداری امام حسین. و یا حضور چشمگیر اقلیت های مذهبی و نشان دادن خود و ……

این از ظاهر مراسم ها و اما در درون شان چه می گذرد .

در مورد شعر که باید گفت نابودی شعر آیینی و عدم حضور این گونه اشعار زیبا را به دنبال داشته است هم از نظر ادبی و فنی و هم از نظر محتوایی

از نظر ادبی و فنی هر کس اندک آشنایی با ادبیات و شعر پارسی داشته باشد خیلی خوب می فهمد.

و از نظر محتوایی.

یادم می آید حدود ۸ سال پیش بود در ایام محرم بچه های یکی از مساجدی که حرکتی نو و جدید و بسیار خوب که بسیاری از مردم از آن راضی بودند و مسجد و اطراف آن پر از جمعیت می شد و به خوبی می توان تقریب زد که جمعیتی حدود ۵۰۰۰ نفر شاید در آن حاضر می شدند و برنامه ای کامل داشت از دعا و زیارت تا سخنرانی های بسیار عالی زنجیر زنی و سینه زنی و مصیبت و…. همه چیز در آن بود. این ها می گفتند که آقا این مراسم ما عوام گونه است! و خالی از مفاهیم انقلابی و حسینی ! و بایستی ما هم هیات مان بشود دقیقاْ به سبک این تهرانی ها – یا همان هیات های نوین- در این مورد بگویم که هیات ها و مراسم ها در طول این سالهای پس از انقلاب چند نوع مختلف را سپری کرده است یکی همان سنتی هر منطقه بوده و از موسیقی هایی محلی و عموماْ ابتدایی و حتی شعرهایی عموماْ با مفهوم از شعرای محلی و باید گفت هر چند در دل آن ها بعضی تحریفات وجود داشت ولی با حرکت انقلابی اسلامی دهه ۵۰ تقریباْ به سمت صفر میل کرده بود یکی که ایام دفاع مقدس جا باز کرد که کلاسیک بود شیوه عزاداری بندری که آهنگران و کویتی پور و امثالهم مروج آن بودند که موسیقی نقش بسیاری مهمی در آن داشت و دیگری شکل نوین آن که این روزها مد شده است و فرهنگ های سنتی را مورد حمله قرار داده است و از هر نظر تضعیف کننده فرهنگ های خوب است که می گویم می توان آن را نوعی تهاجم فرهنگی دانست که از هر لحاظ خطرناک تر به نظر می رسد- درآید . در آن زمان بسیاری از انقلابیون و مسئولان هیات و مردم مخالفت کردند ولی آن ها کار خود را انجام دادند و باید اکنون از آن ها پرسید به کجا رفتند؟

وقتی غیرت عباس مبدل به چشمان قشنگ می شود وقتی حیای عباس در بازوی کلفتش گم می شود. وقتی ولایتمداری عباس که تا دم مرگ به امام خود برادر نگفت جای خود را به قوم و خویش بازی می دهد وقتی که نامه کوفیان دلیل برای قیام امام می شود و وقتی که زینب دیگر در کربلا زیبایی نمی بیند که سیاهی می بیند و….

تعجب نکنید این مداحان آن قدر پر رو شده اند که برپایی اسلام و تشیع راستین علوی را مدیون خود می دانند و در اظهار نظرهایی عجیب سعی بر آن دارند تا با کنار زدن مراجع و علمای بیدار جهان اسلام همچون آیت الله مکارم شیرازی آیت الله جوادی آملی و…. اسلام را به انحراف بکشانند و نباید شک کرد که پشت این کار همان توطئه ای است که ۱۵سال پیش مقام معظم رهبری درباره آن هشدار داده بودند. توطئه ای که ایران را آندلس و الجزایری دیگر نمایند و حرکت اسلامی را منحرف نموده و پرچم کفر را در آن به اهتزاز در آوردند.

همین چند سال پیش بود که بار دیگر سران این مداحان که …. بار دیگر علیه علما شروع به زبان درازی نمودن که آقایان بگذارند تا هر کاری خواستند انجام دهند و صدا از کسی بیرون نیاید.

سکوت تا کجا؟

آیا حسین سکوت کرد که ما هم سکوت کنیم؟!

هیهات….

این به اصطلاح مداحان می گویند سالیانی است که ما پا به مسجد نمی گذاریم . خب دلیل بزرگ انحراف خودشان را هم عنوان کردند دوری از خانه خدا و نباید تعجب کرد وقتی به اسم عشق به اهل بیت و نه حب اهل بیت رو به ضریح امام حسین نماز می خوانند و یا کفریات و شرکیات خود را به این عنوان مطرح می کنند و وقتی بعضی از مراجع با آنان برخورد می کنند این علمای بزرگ و روشن بین را بی سواد خطاب می نمایند. آیا این ها از جهالت است یا…؟

این ها دوستداری اهل بیت است یا دشمنی با آن ها که اهل بیت را در میان جهانیان و اهل سنت با این شیوه اینان مسخره و استهزا می کنند.

باید گفت این مداحان عزیز در جواب علما گفته اند که این ما بودیم که فتنه سال ۸۸ را خواباندیم و این دروغی است بس بزرگ که اولاْ آنچنان که حضرت روح الله گفت صاحب این مملکت امام زمان است و ثانیاْ اتفاقاْ ماجرای عاشورای سال گذشته برمی گشت به عدم حضور حسینان که شما آن ها را از خیابان ها به حسینه ها و تکایا برده اید و از حضور در صحنه ممانعت داده اید.

باید گفت متاسفانه بسیاری از این هیات ها با ارائه و ترویج تفکرات سکولاریستی پرهیز از مسایل سیاسی راه انحرافی دیگری را هم در مذهب باز می کنند.

البته نباید از نظر دور داشت که همه این هیات ها هم بد نیستند و در راه ایجاد تفکرات و اندیشه های حسینی و همچنین زنده نگاه داشتن یاد و خاطره و گفتمان اهل بیت در جامعه تلاش می کنند.

همچنین این نقد بسیار تندی که نوشته شده است نه علیه هیات ها که یک نقد درون گفتمانی بود. نقدی که انشاالله از سوی خوانندگان با دیدی مثبت نگریسته شود.

 در پایان باید گفت که در ابتدا این هیات برای اصلاح هیات های محلات و سنتی ایجاد میشد. اما اکنون برخی از آنان راه را به بیراهه می روند. البته این بدان معنا نیست که هیات بد است. هیات اگر اصیل باشد و ملاک و محور خود را علمای دین قرار دهد بسیار هم خوب است. ولی باید بگویم که کمتر هیاتی است که با محوریت علما باشد.

و….

می خواستم هنوز بنویسم اما دیدم تا همین جایش هم شاید به مذاق بسیاری خوش نیاید. نوشتم تا تکلیفم را انجام داده باشم.

http://asadzade.blogfa.com/post-36.aspx
محمدمهدی اسدزاده


نظرات کاربران 

ارسال یک پاسخ