خلیج فارس ، خاستگاه تمدن پارس ، زادگاه دیپلماسی ایران
تاريخ ارسال خبر : 30 آوریل 2011 | ساعت 9:24 | کد خبر: 4556 | sv19 | چاپ این مطلب

نخستین بار ایرانیان با دیپلماسی جهانی، سیاست خارجی را در جهان از دریای پارس آغاز کردند و پنج هزار سال پیش در این دریا اسیران لشگریان تورانی مهاجم به ایران را به شهرهای خود بازگرداندند و امان نامه به دریانوردان سرگردان سوار بر قایق های پوستی برای عبور از این دریا را صادر کردند.
شواهد و قرائن تاریخی بدست آمده از ایران باستان نشان می دهد که ایران بنیانگذار ‘ نظام دیپلماسی’ در جهان بوده و نخستین بار دیپلماسی بین المللی درجهان از سوی ایران در رابطه با کشور یونان بکارگرفته شد و در آن تمامی معاهدات بین المللی و دیپلماتیک رعایت شده است.
ایران از زمان باستان به کشورهای همسایه احترام می گذاشت و استقلال کشورهای همسایه را از همان زمان باستان به رسمیت می شناخته و ایرانیان تا زمانی که کشورهای همسایه عصیان نمی کردند و دست به غارت و ترور ایرانیان نمی زدند، استقلال این کشورها را به رسمیت می شناختند.
در دوره هخامنشی نیز برخی از کشورهای پادشاهی برعلیه ایران دست به عصیانگری، چپاول، غارت ، ترور و آتش سوزی زدند و به همین دلیل روابط دیپلماسی تبدیل به نظامی گری در جهان باستان شد.
‘ خلیج فارس ‘ از زمان پادشاهی داریوش هخامنشی با نام ‘ دریای پارس ‘ شناخته می شده و کتیبه آن هم اکنون در مصر موجود است و دریای عمان نیز ، همان دریای پارس بوده و خلیج فارس در کتیبه داریوش در مصر ، از منتهی علیه خلیج فارس تا دریای هند بوده است.
نام دریای پارس از زمان باستان در زمان حیات سیاسی بابل مورد استفاده و تایید تمام ملل قرار گرفت و تمام تاریخ نگاران، جغرافیدانان، سیاستمداران در آثار خود از این خلیج به همین نام یاد کرده اند.
سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام دریای پارس (خلیج فارس ) یا معادل های آن در دیگر زبان ها ثبت کرده است.
سازمان ملل متحد در سند رسمی پنجم مارس سال ۱۹۷۱ میلادی در یادداشتی با عنوان AD113/GEN به دولت ایران، یادآور می شود که عرف جاری در دبیرخانه سازمان ملل متحد در اسناد و نقشه های جغرافیایی منطقه آبی بین ایران از سمت شمال و خاور و تعدادی از کشورهای عربی از سوی جنوب و باختر به نام خلیج فارس نامیده شود و این بنا بر عرف قدیمی انتشار اطلس ها و فرهنگ های جغرافیایی است.
سازمان ملل به خاطر بروز اشتباهی در سند ۲۶ ژوئن ۱۹۹۱میلادی برای کار بردن نام خلیج فارس مرتکب شد، از ایرانیان عذرخواهی کرد و آن را اشتباه سهوی دانسته و از کارگزاران سازمان خواسته است همواره این موضع ایران را در نظر داشته باشند.
شهاب الدین النویری و ابن حوقل النصیبی بغدادی از دانشمندان عرب، نام خلیج فارس را همراه با نقشه آن به گونه ای مستند مشخص کرده اند، بر کاربرد نام دریای پارس و خلیج فارس نیز در دوران تاریخی عربی تاکید کرده اند.
تحولات داخلی قاره اروپا در چند قرن گذشته موجب شد تا امپراتوری های بزرگ که قدرت نظامی آنها بر نیروی دریایی شان استوار بود، ایجاد شوند و برای ادامه حیات خود بر بسیاری از مناطق جهان تسلط یابند.
انگلستان برای حفظ هندوستان چشم به راه خلیج فارس داشت و برای او نیز این دریا بسیار اهمیت داشت و لرد کرزن، یکی از طراحان سیاست خارجی بریتانیا، خلیج فارس را از دو جنبه دارای اهمیت دانست، نخست منطقه ای برای حفظ هندوستان و دوم، آبراهی پراهمیت که باید حفظ می شد.
هند یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران در دوره صفویه به شمار می رفت و حجم عظیمی از کالاهای بومی و غیربومی میان دو کشور مبادله می شد و انگلیس برای نگهداشت مستعمراتی هند، خلیج فارس را برای خود بسیار با اهمیت می دانست.
بسیاری از بازرگانان و عناصر فعال دو کشور در بندرها، شهرها و مراکز تجاری یکدیگر مستقر شده و چرخه عظیمی از داد و ستد را به وجود آورده بودند و از این رو، با توجه به جایگاه مهمی که هندوستان در اقتصاد ایران داشت،انگلیس برای دستیابی خلیج فارس از راه اندازی هیچ کودتایی در مناطق این دریا دست برنداشت.
تاریخ ملوک هرمز، محدوده هفتصدساله تاریخ جنوب ایران را شامل می شود و تاریخ این ملوک به شدت تحت تاثیر دگرگونی های مسیر تجارت دریایی و خشکی است و بندر و جزیره هرمز به عنوان محل تلاقی راه های تجاری دریایی و خشکی و یکی از مراکز مهم خلیج فارس به شمار می رفت و از آنجایی که این شهر در دو مسیر بازرگانی خشکی و دریایی قرار داشت و از این رو برای پرتغالی ها و انگلیسی ها حیاتی بود.
تحریف نام خلیج فارس در سال ۱۹۵۸ به وسیله رودریک اوون و سر چارلز بلگریوی انگلیسی پایه گذاری شد و رودیک اوون با ارائه استدلالی ضعیف در توجیه این اقدام خود در نقشه های جغرافیایی نام غیر ایرانی خلیج فارس را بنیان گذاشت.
تحریف نام خلیج فارس بر اساس یک طرح انگلیسی از چند دهه پیش درست در زمانی که ستاره امپراتوری بریتانیای کبیر پس از جنگ جهانی دوم رو به افول می گذاشت، آغاز شد تا به واسطه فتنه انگلیسی ها بتوانند بین اعراب ایجاد اتحاد جغرافیایی ذهنی ایجاد کنند.
قبل از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه خلیج فارس پایه های این نفاق برای تحریف نام خلیج فارس بنا شد و کشورهای عربی نیز با ایجاد تقسیمات ارضی و مرزی اختلاف برانگیز از این فتنه استقبال کردند.
انگلیس پیش از خارج کردن نیروهای خود از منطقه خلیج فارس، با مانع تراشی بر سر اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه این فتنه را تا آخرین لحظات ترک خلیج فارس در اواخر دهه ۷۰ میلادی مدیریت کرد و بدین ترتیب پایه نفاق را میان ایران و اعراب را بنا نهاد.
با خروج انگلیس از خلیج فارس و واگذاری این ماموریت به آمریکا، به تدریج نقش آمریکا نیز در این زمینه به ویژه پس از انقلاب اسلامی آشکار شد.
تحریف نام خلیج فارس گامی جدید در مسیر اجرای طرح اختلاف افکنی بود، که راهبرد این طرح تا قبل از خروج انگلیس از منطقه با این کشور بود،اما پس از آن و به خصوص در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی آمریکا به اجرای این طرح پیوست و مووسسه نشنال جئوگرافی ماموریتی برای تحریف علمی در این زمینه پیدا کرد.
منطقه حساس خاورمیانه و به ویژه موقعیت ژئواستراتژیک خلیج فارس با ذخایر عظیم نفت و گاز از زمانی که قدرت های بزرگ به قدرت و اهمیت انرژی در جهان پی بردند، همواره باعث طمع دشمنان و کشورهای فرامنطقه ای بوده است.
در دورانی استعمارگر پیر که خود را بریتانیای کبیر می نامید بر منابع و ذخایر این منطقه چنگ افکند و دیگر زمانی آمریکا بر آن چیره داشت و در این میان کشورهای منطقه نه تنها از این ذخایر خدادادی استفاده بهینه نکردند تا زیرساخت های خود را ترمیم کنند بلکه به سودهای مالی آن دل خوش کردند و کنسرسیوم های نفتی چندملیتی بسان سفیران اقتصادی غرب بر سراین منطقه سایه افکندند.
شکل گیری انقلاب اسلامی ایران باعث به خطر افتادن منافع قدرت های بزرگ به ویژه آمریکا و انگلیس شده چرا که شاهراهی به نام خلیج فارس را از دست می دادند به همین علت اقدام به تفرقه افکنی بر سر خلیج فارس در منطقه کردند.
از دست دادن انتقال انرژی بزرگ یعنی نفت در منطقه خلیج فارس و وجود تنگ راه تنگه هرمز در اختیار ایران،خواب خوش غارت را از چشمان استعمارگران ربود و تنها راه برای برهم زدن معادلات به وجود آمده در منطقه ایجاد اختلاف و تحریف های تاریخی بود.
خلیج فارس در درجه اول بزرگ ترین منبع تامین کننده سوخت و انرژی جهان محسوب می شود و همچنان موقعیت خود را به این لحاظ حفظ کرده که تحولات ژئوپلتیک سوخت باعث شد آمریکا برای به دست آوردن منطقه در هزاره سوم که آن را هزاره حقوق بشر نام نهاده بودند به عراق و افغانستان لشگری کشی کند.
اهمیت استثنایی منطقه خلیج فارس برای غربی ها نسبت به دهه ۱۹۷۰ که اهمیت این منطقه فوق العاده زیاد بود، آنان را برای دست یابی به منابع ارزان قیمت خلیج فارس دست به تکاپو انداختند و ایران را بزرگترین عامل برای چپاول منابع منطقه دیدند از این رو برای بازگشت به دهه ۷۰دست به هرگونه تهدید و تفرقه زدند.
دهه ۱۹۹۰ دوران آغاز غرب به دنبال یافتن منطقه ای جایگزین برای تامین سوخت بود و دریای خزر را بهترین منطقه اعلام کردند ولی منطقه دریای خزر نتوانست منابع آنها را تامین کند و میزان منابع سوختی خزر به هیچ وجه قابل قیاس با منطقه خلیج فارس اعلام نشد پس خلیج فارس همچنان به عنوان منطقه شماره یک در جهان سوخت و انرژی در ژئوپلتیک انرژی جهانی نقش آفرینی می کند.
این قدرت ها به بهانه حرکت های رژیم بعثی که به از بین بردن ساختار امنیتی در منطقه منجر شده بود و اثبات کنترل برتر خود بر منطقه وارد منطقه شدند و حاصل این ورود حداقل دو جنگ بسیار گسترده در منطقه شد.
ورود نیروهای فرامنطقه ای در منطقه و استقرار این نیروها در منطقه با هدف ایجاد یک وضعیت و موازنه جدید قوا در منطقه صورت گرفت و وقتی تلاش استراتژیک بعثی در زمینه از میان بردن قدرت ایرانی خلیج فارس با شکست مواجه شد، غرب به سرعت تصمیم گرفت اجازه ندهد این عدم شکست ایران و خدشه دار شدن موقعیت برتر ایران در منطقه به صورت امر ثابت شده دائمی در بیاید و به این دلیل، به بهانه هایی که صدام در منطقه به وجود آورد نیروهایش را به این ناحیه گسیل کرد تا خود بتواند در نقش قدرت برتر در منطقه وضعیت جدیدی را ایجاد کند.
تلاش برای تحریف نام خلیج فارس در ادامه تلاش هایی قرار دارد که با اهداف و منافع دولت های فرامنطقه ای و هم پیمان منطقه ای آنها در خاورمیانه یعنی رژیم صهیونیستی ارتباط مستقیم دارد و به همین علت متناسب با نیازهای منطقه ای این دسته از بازیگران آشوب ساز خبرساز می شوند.
اما کتیبه خلیج فارس متعلق به دوران هخامنشی است وسند محکمی برای اثبات همیشگی خلیج فارس و ایرانی بودن این خلیج از دوران باستان تاکنون می باشد.
این کتیبه تاریخی در جزیره خارک میراث ماندگاری برای ایرانیان بوده که بخشی های از آن عمدی یابه صورت غیر عمدی تخریب شده است.
دهم اردیبهشت سالروز شکست اشغالگران پرتغالی در جزیره هرمز از سوی سپاه امامقلی خان سردار شاه عباس صفوی که به حضور و تسلط یکصدساله آنان بر جزایر و آب های جنوبی ایران خاتمه داد، در سال ۱۳۸۴تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی روز ملی خلیج فارس نام گرفته است.


نظرات کاربران 

ارسال یک پاسخ