دوئل مادرشوهر با عروس در خواستگاری از هوو
تاريخ ارسال خبر : 10 ژوئن 2013 | ساعت 14:09 | کد خبر: 26924 | sv22 | چاپ این مطلب

مادرشوهر برای این که سایه هوو بالای سر عروسش سنگینی کند به خواستگاری پنهانی رفت.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ،  راز این تراژدی عجیب زمانی فاش شد که عروس خانم به دادگاه خانواده رفت و خواستار دریافت مهریه طلایی اش شد.زن در حالی که همسرش را با به اجرا گذاشتن مهریه ۳۰۰ سکه ای روانه زندان کرده بود در برابر قاضی عموزادی در شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده قرار گرفت و گفت: ۲۰ سال است که با این مرد ازدواج کرده ام و دو بچه داریم. در طول زندگی مشترکمان اختلافات زیادی داشتیم و این درگیری ها باعث شد در چند سال گذشته به صورت جداگانه زندگی کنیم اما همسرم به جای آن که به دنبال حل مشکلات و اختلافات مان باشد در این مدت با دخالت مادرشوهرم و همراهی وی به خواستگاری زن دیگری رفته که من اطلاعی نداشتم و جالب این که شوهرم و هوویم دختر ۵ ساله ای نیز دارند و من تا این اواخر از این ازدواج و وجود دختربچه اطلاعی نداشتم.
زن با چشمانی گریان ادامه داد: زمانی که مادرشوهرم برای همسرم به خواستگاری رفته بود و برایش زن دیگری گرفته بود من از همه چیز بی خبر بودم و این موضوع را اقوام و دوستان به من اطلاع دادند و گفتند که شوهرت زن گرفته و صاحب بچه هم شده است. حالانیز حدود ۳ سالی می شود نفقه نگرفته ام و این مرد یکبار از خودش نپرسیده زن و بچه ام بدون خرجی چگونه شکم خود را سیر می کنند. به همین دلیل من نیز از شکایت خود صرف نظر نمی کنم و تا آخرین سکه مهریه ام را از این مرد نگیرم رضایت نمی دهم.

وقتی مرد دو زنه با دستبند در برابر قاضی ایستاد، گفت: من و همسر اولم خیلی وقت بود که از هم جدا بودیم چرا که اگر در کنار هم زندگی می کردیم ممکن بود اختلافات اوج بگیرد و کار به جای باریک بکشد، به همین دلیل نیز مانعی ندیدم که بخواهم دوباره تشکیل خانواده بدهم و سر و سامانی بگیرم. حالانیز از همسرم می خواهم از خطای من چشم پوشی کند و یک ماه فرصت بدهد تا برایش خانه ای تهیه کنم و حق و حقوقش را بپردازم و وی هم بدون حساسیت روی هوویش با من کنار بیاید و زندگی اش را بکند.

بنا بر این گزارش، زن عصبانی با اصرار و پافشاری های همسر و شاهدانش یک ماه فرصت داد تا شوهرش به وعده های خود عمل کند و گفت که در غیر این صورت وی را روانه زندان خواهد کرد.


نظرات کاربران 

ارسال یک پاسخ