مرتضی پروانه: شورا اساس برنامه ریزی شهری
تاريخ ارسال خبر : 12 جولای 2013 | ساعت 16:40 | کد خبر: 27639 | sv53 | چاپ این مطلب

لازم است در زمینه مردمی کردن فرهنگ از طریق به کارگیری اندیشه های اقشار مختلف مردم اقدامات جدی انجام شود چون تحولات عمیقی در نظام ارزشی نسلهای جدید بوجود آمده است.
شورا
یکی از مسائل مهم در برنامه ریزی شهری کشورهای پیشرفته، بحث مشارکت پایدار مردم در همه بخشهای مختلف برنامه ریزی شهری است.
اصولاً اگر قرار باشد مشارکت را در یک رویکرد عملگرایانه به عرصه برنامه ریزی شهری وارد کنیم، باید این مشارکت در محیط اجتماعی و اقتصادی و در همه رفتارها و فعالیتهای روزانه افراد و ساکنین شهری تعیین و تبیین شود.

برنامه ریزی شهری دارای یک جایگاه مهم ونقشی بلند در تکنیک برنامه ریزی کلان جامعه است. یعنی اینکه هر نوع تغییر در این ساختار برنامه ریزی بطور قطع ویقین، اثرات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی خود را بر کل جامعه خواهد گذاشت.

امروزه باید پذیرفت که مشارکت مردم در برنامه ریزی شهری نقشی مبهم وناکارآمد دارد که البته این محصول سالیان متمادی برنامه ریزی متمرکز و دولتی است وبرای رفع این معضل هم باید راهی سخت وناهموار را طی نمود. در غیر این صورت تنها باید به موفقیتهای محدودی امیدوار بود. چون راهکارها و ابزارهای مؤثر برای رسیدن به مشارکت هنوز در نظام تصمیم گیر و اجرایی برنامه ریزی وارد نشده است.
تحلیل روشن از چگونگی به کارگیری ابزار قدرتمند مشارکت بین مردم و نظام برنامه ریزی نیازمند یک پل بود که با انتخابات شوراها عملاً قدم اول زده شد. اما انتظار اینکه راه طولانی و سخت مشارکت با ایجاد این پل به ثمر برسد باز هم به عنوان سدی اندیشه مشارکت را با مشکل مواجه می کند. یعنی اینکه شوراهای اسلامی گام اول ونقطه شروع این حرکت محسوب می شد و البته مهمترین قدم. اما برای رسیدن به نتیجه نهایی باید راههای تعامل این دو بستر جدای از هم را ایجاد نمود. یعنی اینکه در گام بعدی چگونه باید نقش عامه مردم را در گسترش این ارتباط تقویت نمود.

ضرورت شورا در نظام برنامه ریزی

امروزه به لحاظ عوامل مختلف شهرسازی با سه بحران جدی روبروست:

بحران در برنامه ریزی
بحران در مدیریت
بحران درهدف گذاری(نداشتن استراتژی)  از طرفی دانش با سرعتی چنان باور نکردنی پیش می رود که ما توانایی رسیدن به آن را از دست داده ایم.در سال ۱۹۰۰ بالاترین حد سرعت جابه جایی بشر ۷۵ کیلومتر درساعت بود امروز وسایلی در جو زمین حرکت می کنند که سرعتی بالای ۳۰۰۰کیلومتر در ساعت دارند. در سال ۱۹۰۰ کسی نمی توانست در روز بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر جابه جا شود. اما امروز انسان می تواند در روز ۴۰۰ هزار کیلومتر حرکت کند، یعنی نزدیک به دویست برابر آن زمان.

ما هنوز عادت نکرده ایم که از اکنون در اندیشه آموختن برای آینده باشیم. پی در پی به دانشها واطلاعات تازه ای دست پیدا می کنیم که توانایی کاربرد آنها را به سود جامعه نداریم.بخشی از این عدم کارایی یک معضل انسانی فرهنگی است که روز به روز هم بزرگتر می شود. زیرا توانایی ما برای برخورد مناسب با انقلاب نفس گیری که در نظام ارتباطی ایجاد شده است تا حدود زیادی نامتناسب است.
لازم است در زمینه مردمی کردن فرهنگ از طریق به کارگیری اندیشه های اقشار مختلف مردم اقدامات جدی انجام شود چون تحولات عمیقی در نظام ارزشی نسلهای جدید بوجود آمده است.

برنامه ریزی به خاطر تقلید الگوهایی که عمدتاً از کشورهای دیگر به عاریت گرفته شده اند نتوانسته در حوزه عمل ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر شهرهای کشور را در نظر بگیرد وهمین مسأله موجب گسیختگی در فرهنگ شهر سازی و جایگزینی شیوه های نوین اخذ شده از الگوهای وارداتی گردیده است و به علت تلفیق ناصحیح آن با فرهنگ رایج شهرسازی ایرانی موجبات ناهماهنگی هایی در الگوی برنامه ریزی شهری ونهایتاً آشفتگی و بی هویتی شهرها دردهه اخیر گریده است.

یکی از روشهای پذیرفته شده در مدیریت محلی و منطقه ای جهت تحقق هدفهای مورد نظر، ایجادو توسعه و تقویت سازمانهای محلی است که به عنوان یک نظریه در مبحث شهرسازی مورد مطالعه قرار می گیرد. و البته تجربه موفقی هم در کشورهای پیشرفته از آن منتج شده است. اما اینکه نهال نوپای شورا به عنوان یک سازمان محلی چگونه باید جایگاه خود را در نظام برنامه ریزی باز نمایدمستلزم تغییر جدی در ساختارهای اداری موجود در کشور است و الا بالندگی شورا با ساختار فعلی ممکن نیست.
از طرف دیگر سرعت تغییرات در ترکیب جمعیتی کشور (خالی شدن روستا وافزایش جمعیت شهرنشین ) به گونه ای است که هر گونه سستی وغفلت، نتایج بحرانی به دنبال دارد که حل این بحرانها در کوتاه مدت امکان پذیر نیست.

 یعنی اینکه اگر سرعت برنامه ریزی به اندازه سرعت تغییرات در حال انجام در برنامه ریزی نباشد بطور قطع و یقین جبران آن آسان نخواهد بود. مراکز مسکونی بدون هیچگونه شکل ونظمی به طور نامحدود گسترش می یابند. حاشیه نشینی به عنوان یک معضل اجتماعی فقط یکی از صدها عوارض این روند فعلی است. اندیشه درباره محدود نمودن مهاجرت وایجاد سدی در مقابل این سیل توفنده جمعیت به شهرها خصوصاً شهرهای بزرگ امکان پذیر نیست.

 فقط سرعت دادن به برنامه ریزی است که می تواند این پدیده را در کنترل خود درآورد که البته با ساختار فعلی نظام اداره شهرها و روستاها بن بستی جدی در این راه وجود دارد. تئوریها وروشهای علمی نوین در نظام برنامه ریزی و همچنین تجربه کشورهای پیشرفته به عنوان یک الگو نشان می دهد که حرکت برنامه ریزی بربستر مشارکت مناسب تر ازسایر شیوه هاست. چون دولت بنا به مقتضیات خاص توان مقابله با اینگونه بحرانها را ندارد. چون عملاً برای حفظ حقوق عده ای شهروند باید در مقابل بخش دیگری از شهروندان بایستد. اگر دولت دامن خود را از این بخشها بیرون بکشد و امور مردم به خودشان واگذار شود، بالتبع آن عوارض برای دولت بوجود نمی آید و جلوگیری از معضلات هم آسانتر می شود.

محدوده عملکرد شورا

در حال حاضر وظایف شورا محدود به شهرداری هاست والبته دایره عملکرد شهرداری نسبت به کشورهای پیشرفته هم خیلی گسترده نیست. گذشته از ابهامات زیادی که در قوانین اجرایی شوراها وجود دارد(موضوع مقاله پیشین نگارنده)، تجربه چهارسال گذشته شوراها نشان می دهد، اداراتی که به طرق مستقیم با زندگی و حیات شهری در ارتباط هستند عملاً دور از چشم مردم برنامه ریزی می کنند و عملاً هیچ نظارت وارزیابی مردمی در کار آنها وجود ندارد. شرکتهای آب، برق، گاز و مخابرات به نوعی مستقل وبدون نقش مردم وشورا کار می کنند. ادارات ثبت احوال واسناد ، پلیس ، آموزش وبهداشت نیز سازشان را خودشان کوک می کنند.
 اگر قرار است به دنبال یک مشارکت پایدار باشیم باید بستر این مشارکت هم ایجاد شود. اینکه ملت را برای تعیین مدیریت امور شهر و روستا به پای صندوق رأی حاضر نموده و فقط از اسم ورسم آنها با نام دموکراسی استفاده نمود، نمی تواند یک اقدام جدی برای مشارکت محسوب شود.

در شرایط فعلی ما شاخصی برای اندازه گیری سطح مشارکت شهروندان در امر برنامه ریزی شهری نداریم.

 از مشکلات شهرنشینان و روستانشینان هم شاخصهای دسته بندی شده ای نداریم. اما همینقدر بیان کنم در زمانی که بعضی از کشورهای پیشرفته برای تقویت دندانهای شهروندان خود از ماده فلوراید در آب آشامیدنی استفاده می کنند ما هنوز برای تأمین آب بهداشتی مشکل داریم. الآن نظام برنامه ریزی در شهرهای ما، مانند مریضی است که با استفاده از مرفین های قوی دردهای آن را آرامش می دهند. درخواست افزایش امکانات بودجه ای در ارگانهای مرتبط با شهر، افزایش کمی نیرو جهت تسهیل در ترافیک کشنده، بالا بردن جریمه ها درخدمات شهری، گناهکار شمردن مجریان و سیاستگذاران شهری، توقف یا فروش تراکم، همه و همه بیانگر نداشتن استراتژی مدون جهت اداره شهر است.(ممکن است اولین سؤال هر شهروند محترمی این باشد که طرحهای جامع ویا طرحهای ساماندهی شهری چه می گویند . باید با کمال تأسف عرض کنیم که طرحهای جامع آنقدر دور از واقعیات برنامه ریزی شهری تهیه شده است که شهرسازان حتی به ندرت حاضرند ارزیابی از چگونگی این طرحها در اداره شهر داشته باشد).

بی رغبتی ساکنان شهرها و خصوصاً شهرهای بزرگ برای دخالت در امور شهر، پا نگرفتن NGOها، بی توجهی مدیران در استفاده از نظرات مردم، استفاده از روش آزمون و خطا، عدم هماهنگی در اداره شهر توسط بخشهای مرتبط با شهر، مدیریت سنتی ، ناکارآمدی ساختار سیستم اداره کننده شهرها، عدم استفاده از تکنولوژی های پیشرفته در برنامه ریزی شهری، وجود نیروهای غیرمتخخص در مدیریت شهر، بدنه متورم ساختار اداری و بالتبع بلعیدن بودجه اداره شهر توسط همین بدنه، ضعف قانونگذاری کلان در جهت ساماندهی فضای فیزیکی و اجتماعی شهر ، رشد نامتعادل شهرها، بورس بازی زمین و مسکن در جهت منافع دلالان، فقط قسمت کوچکی از مشکلات قابل لمس فضای حاکم بر سیستم اداره شهری است.

اینکه این فرایند از کجا شروع شده است و نهایتاً با این وضعیت فعلی به کجا می رود مورد بحث ما نیست. اما به همین نکته هم باید اشاره کنیم که در صورت ادامه این روند، بطور قطع ویقین ظرف چند سال آینده، ممکن است این مشکلات بطور گسترده به عنوان یک بحران اجتماعی غیر قابل کنترل خودنمایی کند و در یک کلام اذعان کرد مدیریت دولتی در برنامه ریزی شهری موفق نبوده است.

به هر حال می توان از این عدم موفقیت مدیریت شهری توسط دولت، به اسم تجربه توشه ای برگرفت تابلکه ان شاءالله دلسوزان و مدیران سطوح بالا، اداره شهرها را به عنوان یک فوریت مداوم در نظر گرفته و از ظرفیتهای فراوان تهیه در مشارکت مردمی و تکنولوژی های پیشرفته، شهرها را به سوی شکوفایی سوق دهند. منظور این نیست که شورا معجزه می کند و یک شبه همه مشکلات را حل می کند، بلکه اندیشه ای است که اگر خوب شکل بگیرد، نتایج مطلوب آن قطعی است.

    مرتضی پروانه- کارشناس ارشد شهرسازی


نظرات کاربران 

ارسال یک پاسخ