از مردم رای اعتماد می گیرید، بعدا پایتخت نشین می شوید!؟/شرکت نمایندگان اصولگرای فعلی مجلس در محافل زرق و برق دار!
تاريخ ارسال خبر : 26 جولای 2013 | ساعت 13:25 | کد خبر: 27801 | sv2 | چاپ این مطلب

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رازنیوز؛ عجب نام غریبی از استان بوشهر به جا مانده است که نام و آوازه بوشهر این قدر غریب شده است که با دیدن چنین افطاری هایی دیگر حالت نوستالوژیکی به انسان دست می دهد.

می گویند جمع بوشهری های مقیم تهران، اما ما خیلی از غیر بوشهریها در این مراسم از جمله آقای استاندار فعلی بوشهر یا وزیر محترم نفت دیده شدند، هر چند وزیر نفت دوره خوبی در زمان مدیریتش داشت اما ایشان چه کاری برای مردم استان بوشهر انجام دادند که به درد بومی های این استان خورده باشد؟ جا دارد از برگزارکنندگان سوالی طرح شود که آیا هدفتان جمع کردن بوشهریهای مقیم تهران بوده است یا هدفتان برگزاری میتینگ خاص سیاسی بوده است؟! یا هدفتان جمع کردن آنهایی که پست و مقام دارند!؟

باید این سوال از برگزارکنندگان پرسید که به جای دادن چنین افطاری های زرق و برق داری، نیت خود را خالص تر نمایند و به فکر آن بوشهریهایی باشید که در تهران یا استان های دیگر با فشار زیاد روز خود را شب می کنند!

از کی تا حالا تهران شده مرکز استان بوشهر؟!



جالب اینجاست که بلافاصله بعد از جلسه در تهران خبر جلسه ای در بوشهر و باز هم در گران ترین هتل بوشهر، آن هم با حضور استاندار اصولگرای استان برگزار گردید و یادی شد که از این جلسه برای بازگشت اصلاح طلبان در راس مدیریت استان گمانه زنی شده است، حال جای سوال دارد که استاندار فعلی بوشهر برای چه مرتبا در جلسه اصلاح طلبان شرکت می نماید، لابدا “فریدون حسنوند” نماینده اصولگرای دولت دهم در استان بوشهر در این فکر است که اصلاح طلبان پیروز انتخابات اخیر بودند؟! یا اینکه ایشان فکر می کند قرار است اصلاح طلبان تندرو در دولت آینده باشند؟! ما از استاندار بوشهر سوالی داریم! حضرتعالی که برای این استان دلسوزانه زحمت کشیده اید، آیا باید تصمیمات کلان استان در خود استان گرفته شود یا در جایی دیگر، باید پرسید از کی تا حالا تهران شده مرکز استان بوشهر؟!

باید گفت توقع ما مردم بوشهر این است که بعضی از افرادی که ما آنها پیشوا یا نماینده خود در جهان اسلام و کشور عزیزمان ایران معرفی نموده ایم، چرا باید در چنین مراسماتی که در گران ترین هتل های تهران و با زرق و برق ترین سفره های افطاری مزین شده اند، شرکت نمایند؟!

توقع می رود به فکر استان خودشان در جهت منافع مردم مظلوم این استان باشند، مردمی که روز به روز ضعیف تر می شوند و روزی نیست که مشکلی افزون تر نداشته باشند؟

از مردم رای اعتماد می گیرید، بعدا پایتخت نشین می شوید!؟

با مشاهده عکس ها می توان دریافت که اکثر نمایندگان سابق مجلس استان یا مسئولان گذشته این استان که الان هیچ گونه مسئولیتی در تهران ندارند در این مراسم دیده شدند، سوال اینجاست! اگر شما در دوره نمایندگی یا مسئولیت خودتان به فکر مردم بودید پس الآن هم باید بیایید و در استان خود با مشکلات مردم ملموس باشید و به دور از تحزب با اتحاد خود، گوشه ای از مسئولیت این استان را عهده دار شوید و از درد و رنج های مردم این استان بکاهید، این به چه معناست که چون یک دوره نماینده مردم این استان در مجلس بوده اید و از همین مردم رای اعتماد گرفته اید، اما الان پایتخت نشین شده اید!؟

آقایان به اصطلاح بوشهری شما اگر واقعا به فکر مردم این استان هستید به همراه خانواده های خودتان تشریف بیاورید و در دیار خود شهریار باشید، این هنر نیست که دور گود نشسته اید و فقط ایده و نظر می دهید اما خود یک ذره با دردهای مردم مظلوم این استان زندگی نکرده اید و این مشکلات را لمس نکرده اید!

شرکت نمایندگان اصولگرای فعلی مجلس در محافل زرق و برق دار!



روی صحبتمان با نمایندگان اصولگرای فعلی مجلس استان می باشد، در این ایام که هر روز خبر کودک آزاری جدید، قتل و کشتاری جدید، آوازه ی گرانی و تورمی طاقت فرسا و زندگی زیر خط فقر مردم این استان در تمام کشور به صدا درآمده، باید به فکری جدید برای حل مشکلات این استان باشید زیرا مردم از شما به عنوان نماینده خودشان توقعات زیادی دارند لذا نباید در چنین مجالسی شرکت کنید و در پای میز افطاری های زرق و برق دار شرکت می کنید؟! که معلوم نیست با چه اهدافی شکل می گیرند، شمایی که دم از اصولگرایی و پیروی از ولایت می زنید، پس کو آن شیوه افطار مولایمان امیرالمومنین که با نان و نمک افطار می کردند، البته هیچ کس امام علی (ع) نمی شود، اما باید در مسیر مولای خود حرکت کنیم تا بتوانیم پیرو ولایت و خط رهبر عزیزمان باشیم.

باید بگوییم از چنین مجالسی بوی دیگری می آید، وقتی که می بینیم از چهره های نخبه ی بوشهری که مایه افتخار این استان هستند و ساکن تهران هستند دعوت نمی شود و به جای آنها از آقازاده ها و کسانی که پست و مقام داشته اند دعوت می شود و پای “رستم قاسمی” وزیر نفت در این مراسم دیده می شود، همه مردم متوجه می شوند که هدف، چیزی غیر از منافع مردم می باشد، همگان بدانید مردم همه چیز را می دانند اما شماها سرتان را زیر برف کرده اید و فکر می کنید کسی شما را نمی بیند.

اما در آخر باید بگویم دیگر استان به شماهایی که پایتخت نشین شده اید احتیاجی ندارد و این استان باید در دولت جدید پوست اندازی کند و به مانند چهره جوان شورای شهر جدید، مدیریت استان هم باید به دست افراد جوان و دل سوخته این استان بیفتد تا همه شماها متوجه شوید که نسل جوان انقلاب خیلی بیشتر و بهتر به فکر منافع مردم هستند.

در آخر هم باید بگویم چیزی به پایان دوره نمایندگی مجلس همه شما عزیزان نمانده است، آگاه باشید که این چنین رفتارها کارنامه خوب شما را سیاه می کند و چیزی کمتر از دوسال باقی مانده به پایان دوره نمایندگی مجلستان، پس بیایید با مردم آشتی کنید و به فکر آن نخل داران بی حامی، آن صیاد دریا دل، آن دلیرمردان غیور، آن آمار وحشتناک طلاق که تبعات نامیمون زیادی برای آینده استان در پی دارد و به نوعی با این روند افزایش طلاق که عمدتا هم به خاطر فقر و فحشا می باشد، بنیان های نیروی انسانی در خطر خواهد افتاد و محیط بزهکاری و ناامنی برای استان رقم خواهد زد، بنابراین به فکر چنین مسائلی در استان باشید.

اگر به نامه امام علی به استاندار بصره درباره بر سر سفره های رنگین سرمایه داران توجهی نماییم، ایشان درباره ساده زیستی کارگزاران خود می فرماید: (گمان نمى کردم مهمانى مردمى را بپذیرى که نیازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند، اندیشه کن در کجایى؟) دوباره حضرت در ادامه می فرمایند: (آگاه باش! امام شما از دنیاى خود به دو جامه فرسوده، و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایى چنین کارى را ندارید اما با پرهیزکارى و تلاش فراوان و پاکدامنى و راستى، مرا یارى دهید.)

در پایان متن کامل نامه امام علی به عثمان بن حنیف استاندار بصره آمده است:

ضرورت ساده زیستى کارگزاران: پس از یاد خدا و درود! اى پسر حنیف، به من گزارش دادند که مردى از سرمایه داران بصره، تو را به مهمانى خویش فرا خواند و تو به سرعت به سوى آن شتافتى، خوردنیهاى رنگارنگ براى تو آوردند، و کاسه هایى پر از غذا پى در پى جلوى تو مى نهادند، گمان نمى کردم مهمانى مردمى را بپذیرى که نیازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند، اندیشه کن در کجایى؟ و بر سر کدام سفره مى خورى؟ پس آن غذایى که حلال و حرام بودنش را نمى دانى دور بیافکن، و آنچه را به پاکیزگى و حلال بودنش یقین دارى مصرف کن.

امام الگوى ساده زیستى آگاه باش! هر پیروى را امامى است که از او پیروى مى کند، و از نور دانشش روشنى مى گیرد، آگاه باش! امام شما از دنیاى خود به دو جامه فرسوده، و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایى چنین کارى را ندارید اما با پرهیزکارى و تلاش فراوان و پاکدامنى و راستى، مرا یارى دهید. پس سوگند به خدا! من از دنیاى شما طلا و نقره اى نیاندوخته، و از غنیمتهاى آن چیزى ذخیره نکرده ام، بر دو جامه کهنه ام جامه اى نیفزودم، و از زمین دنیا حتى یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیاى شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیزتر است.

آرى از آنچه آسمان بر آن سایه افکنده، فدک در دست ما بود که مردمى بر آن بخل ورزیده، و مردمى دیگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند، و بهترین داور خداست، مرا با فدک و غیر فدک چه کار است؟ در صورتیکه جایگاه فرداى آدمى گور است. که در تاریکى آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان مى گردد، گوالى که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دستهاى گورکن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه هایش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهیزکارى مى پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناکترین روزهاست در امان، و در لغزشگاههاى آن ثابت قدم باشد.

نویسنده: ابوتراب خاکپور


نظرات کاربران 

ارسال یک پاسخ