کیسینجر؛ مهره اصلی آمریکا در جنگ نرم علیه ایران + فیلم و عکس
تاريخ ارسال خبر : 27 سپتامبر 2012 | ساعت 20:00 | کد خبر: 19808 | sv29 | چاپ این مطلب

در راستای دشمن شناسی و آشنایی با اقدامات مهره‌های اصلی در پروژه خیالی سرنگونی ایران اسلامی، “مشرق” اقدام به معرفی تعدادی از چهره‌های مهم و تأثیرگذار در عرصه سیاست‌های کاخ سفید، رژیم صهیونیستی، کشورهای اسلامی، منطقه خاورمیانه و دیگر مناطق جهان تحت عنوان ژنرال‌های جنگ نرم کرده است.

به گزارش مشرق،آنچه در ادامه از نظرتان می‌گذرد بخش اول معرفی ژنرال‌های جنگ نرم است که اختصاص به معرفی هنری آلفرد کیسینجر یکی از اصلی ترین استراتژیست های دنیای غرب دارد.


 

هنری آلفرد کیسینجر


 

خلاصه‌ای از ندگی نامه، فعالیت‌ها و اقدامات کیسینجر


تاریخ تولد:

  • ۲۷ می ۱۹۲۳

 

مذهب:

  • یهودی

 

تحصیلات:

  • لیسانس، با درجه عالی،کالج هاروارد، ۱۹۵۰
  • فوق‌لیسانس، دانشگاه هاروارد ، ۱۹۵۲
  • دکترای، دانشگاه هاروارد، ۱۹۵۴

 

سوابق علمی و اجرایی:

  • حضور در لشکر ضداطلاعات آمریکا
  • عضو هیأت علمی مرکز امور بین‌المللی در گروه آموزشی حکومت‌داری[۱] هاروارد
  • مدیر برنامه مطالعات دفاعی هاروارد[۲]، ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۱
  • دستیار مدیر مرکز امور بین‌‌المللی دانشگاه هاروارد، ۱۹۵۷
  • مدیر برنامه مطالعات دفاعی هاروارد[۳]، ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۱
  • مدیریت سمینار بین‌المللی هاروارد ۱۹۵۱ تا ۱۹۷۱
  • ایفای نقش اصلی در امضای “پیمان صلح پاریس”
  • حمایت از پاکستان در جنگ با بنگلادش،۱۹۷۱
  • پیشنهاد یک کرسی در دانشگاه کلمبیا در سال ۱۹۹۷که به دلیل مخالفت‌های دانشجویی ملغی شد رئیس مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در دانشگاه جرج‌تاون[۴]
  • عضو هیأت مدیره لیگ فوتبال آمریکا جنوبی، ۱۹۷۸
  • مشاور سیاسی عبدالرحمان وحید، رئیس جمهور وقت اندونزی، ۲۰۰۰
  • مشاور افتخاری اتاق تجاری آمریکا و آذربایجان
  • متقاعد ساختن کارتر برای پذیرش ورود شاه ایران، محمدرضا پهلوی به آمریکا برای مداوای پزشکی
  • دریافت نشان آزادی ریاست جمهوری[۵]، ۱۹۷۳
  • نشان افتخاری شوالیه سلطنتی بریتانیا[۶]، ۱۹۵۵
  • دریافت نشان سیلوانوس تیلور[۷] از آکادمی نظامی وست‌پوینت نیروی دریایی، ۲۰۰۰
  • دریافت نشان وودرو ویلسون[۸] از مرکز وودرو ویلسون وابسته به موسسه اسمیثونیون[۹]، ۲۰۰۶
  • دریافت نشان هاپکینز-نانجینگز[۱۰] به خاطر تلاش‌هایش در بازسازی روابط چین و آمریکا، ۲۰۰۷
  • ایفای نقش جدی در مورد امضای توافقنامه هسته‌ای صلح‌آمیز آمریکا-هندوستان[۱۱]
  • ایفای نقش جدی در گفتگوهای تحدید تسلیحات هسته‌ای (سالت ۱) و معاهده موشک‌های آنتی‌بالستیک با لئونوید برژنف، دبیر کل حزب کمونیست
  • برنده جایزه صلح نوبل، ۱۹۷۳
  • صدور مجوز به سیا برای ترتیب دادن کودتا در شیلی
  • حمایت از کودتای آرژانتین
  • حمایت همه‌جانبه از سوهارتو برای حمله به تیمور شرقی، ۱۹۷۵
  • دریافت نشان مارشال والامقام[۱۲] در تجمع سالیانه اشتابن آلمان-آمریکا ۲۰۰۷ در شهر نیویورک[۱۳]

 

 

مشاغل دولتی:

  • مشاور مدیر شورای استراتژی روانی[۲۱] ،۱۹۵۲
  • مشاور هیأت هماهنگ‌سازی عملیات‌ها[۲۲] در شورای امنیت ملی،۱۹۵۵
  • مدیر بخش مطالعات در برنامه تسلیحات هسته‌ای و سیاست خارجی در شورای روابط خارجی، ۱۹۵۵ و ۱۹۵۶
  • مشاور امنیت ملی و وزیر امور خارجه ریچارد نیکسون
  • وزیر امور خارجه جرالد فورد
  • رئیس کمیته بررسی حملات ۱۱ سپتامبر[۲۳]در سال ۲۰۰۲

 

مشاغل خصوصی:

  • ریاست پروژه مطالعات ویژه[۲۴] صندوق برادران راکفلر[۲۵] ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۸
  • مشاور دفتر مطالعات عملیات‌ها
  • مشاور سازمان کنترل و خلع سلاح هسته‌ای
  • مشاور مؤسسه رند
  • تاسیس شرکت کیسینجر مک‌لارتی[۲۶] با مک کارتی رئیس دفتر بیل کلینتون
  • عضوهیأت مدیره فری‌پورت-‌مک‌موران[۲۷] ۱۹۹۵از تا ۲۰۰۱
  • عضو هیأت مدیره گروه روزنامه‌نگاری هولینگر اینترنشنال[۲۸] شیکاکو
  • عضو هیأت مدیره شرکت هوافضای گلف استریم[۲۹] از مارس ۱۹۹۹ تاکنون
  • عضو هیأت امنای صندوق بورسیه آیزنهاور از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶

 

گروه‌هایی کیسینجر در آن عضویت دارد

 

حوادث اتفاق افتاده در زمان مسئولیت وی:

  • بزرگترین حمل و نقل هوایی نظامی در تاریخ و در زمان مسوولیت کیسینجر با هدف کمک به اسرائیل، ۱۲ اکتبر ۱۹۷۳
  • ایفای نقشی کلیدی در بمباران گسترده کامبوج و قتل و ترور
  • حمایت از بمباران یوگسلاوی به خاطر حفظ اعتبار ناتو
  • حامی و ایفاگر نقش در کودتا در برخی از کشورها

 

 

مقالات:

  • زمینه‌های مداخلات نظامی آمریکا[۳۸]
  • اجتناب از جنگ سرد بین آمریکا و چین[۳۹]
  • دلایل جمهوری‌خواهان برای تصویب پیمان استارت جدید[۴۰]
  • آمریکا در افغانستان به یک استراتژی نیاز دارد نه بهانه[۴۱]
  • نمی‌توان برای عراق بعدا چاره‌ای اندیشید[۴۲]
  • چگونه از بازدارندگی هسته‌ای خود محافظت نماییم[۴۳]
  • پیش به سوی فروپاشی دیوار برلین[۴۴]
  • چالش هسته‌ای کره شمالی[۴۵]
  • چالش سیاست خارجی اوباما[۴۶]
  • کابوس هسته‌ای ما[۴۷]
  • فرصت برای آفرینش یک نظم نوین جهانی[۴۸]
  • از ویتنام چه درس‌هایی می‌آموزیم[۴۹]
  • قیمت نفت و امنیت بین‌المللی[۵۰]
  • قضایایی جدید در عراق[۵۱]
  • عقلانیت غیرمتعارف در مورد روسیه[۵۲]
  • جهانی‌سازی و مخالفین آن[۵۳]
  • به سوی جهانی غیر هسته‌ای[۵۴]
  • سوءبرداشت از گزارش ایران[۵۵]
  • قسمت سخت معامله در خاورمیانه[۵۶]
  • پیشنهاد دفاع موشکی پوتین و نظم جهانی در حال ظهور[۵۷]
  • راه بازگشت از عراق[۵۸]
  • ثبات در عراق و فرای آن[۵۹]
  • او با خونسردی حرکت کرد[۶۰]
  • جهانی عاری از تسلیحات هسته‌ای[۶۱]
  • با تهران معامله کنید نه با لشگر جهادگرای آن[۶۲]
  • غیرهسته‌ای‌سازی کره شمالی[۶۳]
  • پس از لبنان[۶۴]
  • گام‌های بعدی با ایران[۶۵]
  • یک آزمایش هسته‌ای برای دیپلماسی[۶۶]
  • از حماس چه انتظاری می‌رود[۶۷]
  • چگونگی خروج از عراق[۶۸]
  • درس‌هایی برای یک استراتژی خروج[۶۹]
  • چین: محدودسازی اثری نخواهد داشت[۷۰]
  • پیاده‌سازی دیدگاه بوش[۷۱]
  • ایران: پرونده یک امتحان هسته‌ای[۷۲]
  • نتایج در عراق مهم هستند نه شهادت‌ها[۷۳]
  • آغازی جدید برای فرایند صلح خاورمیانه[۷۴]
  • مأموریت آمریکا: در چهار سال آتی با چه چیز‌هایی مواجه خواهیم شد[۷۵]
  • مرحله ۲ و عراق[۷۶]

 

کتاب‌ها:

  • تسلیحات هسته‌ای و سیاست خارجی[۷۷] (۱۹۵۷)
  • لزوم انتخاب: چشم‌انداز سیاست خارجی آمریکا[۷۸] (۱۹۶۱)
  • شراکت مشکل‌دار: ارزیابی مجدد ائتلاف آتلانتیک[۷۹] (۱۹۶۵)
  • مسائل استراتژی ملی[۸۰] (۱۹۶۵)
  • سال‌های کاخ سفید (۱۹۷۹)
  • سال‌های تحولات[۸۱] (۱۹۸۲)
  • آیا آمریکا به یک سیاست خارجی نیاز دارد؟ به سوی یک دیپلماسی در قرن ۲۱[۸۲] (۲۰۰۱)
  • پایان جنگ ویتنام: تاریخ درگیری آمریکا در جنگ ویتنام و خروج از آن[۸۳] (۲۰۰۳)
  • بحران: کالبدشکافی دو بحران عمده در سیاست خارجی[۸۴] (۲۰۰۳)

 

 


هنری آلفرد کیسینجر در ۲۷ می ۱۹۲۳ در کشور آلمان متولد شد. وی یک دیپلمات آمریکایی است که برنده جایزه صلح نوبل نیز شده است. وی به عنوان مشاور امنیت ملی و سپس به طور همزمان به عنوان وزیر امور خارجه در دولت‌های ریچارد نیکسون و جرالد فورد فعالیت نموده است. پس از بازنشستگی نیز همچنان در امور سیاسی فعال است.

کیسینجر به عنوان یکی از طرفداران مکتب واقع‌گرایی نقش برجسته‌ای در عرصه سیاست خارجی آمریکا بین سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۷ ایفاء نمود. وی در دوران کاری‌اش از پیشگامان سیاست بازدارندگی در قبال روسیه بود، از سرگیری روابط با جمهوری خلق چین را مدیریت نمود و هدایت معاهدات صلح پاریس[۸۵] را بر عهده داشت که به درگیری آمریکا در جنگ ویتنام خاتمه داد. برخی از اقدامات آمریکا در زمان وی، از جمله بمباران کامبوج هنوز به صورت موضوعاتی مجادله‌برانگیز باقی مانده‌اند.

هنری کیسینجر هنوز هم به عنوان فردی مجادله‌برانگیز محسوب می‌شود. در یک بیانیه مطبوعاتی که در چهل و پنجمین کنفرانس سیاست‌گذاری امنیتی مونیخ در ۸ فوریه ۲۰۰۹ منتشر شد چنین آمده بود: “آراء وی هنوز هم دارای وزن و اعتبار جهانی هستند.[۸۶] کیسینجر یکی از مدعوین دائمی نشست گروه بیلدربرگ است که هر سال یکبار برگزار می‌گردد.[۸۷]

دوران کودکی

هنری کیسینجر در دوران جمهوری وایمار در ایالت باواریا، آلمان و در یک خانواده یهودی متولد شد. پدر وی لوئیس کیسینجر[۸۸] (۱۹۸۲-۱۹۸۷)، معلم دبیرستان بود. مادر وی، پائولا اشترن کیسینجر[۸۹] (۱۹۹۸-۱۹۰۱)، نیز زنی خانه‌دار بود. کیسینجر یک برادر کوچکتر به نام والتر کیسینجر[۹۰] داشت. نام خانوادگی کیسینجر توسط پدر پدر بزرگ وی، میر لوب[۹۱]، و به یاد شهر بادکیسینجن[۹۲] انتخاب شد. خانواده وی در سال ۱۹۳۸ به نیویورک مهاجرت کردند.

کیسینجر سال‌های دبیرستان خود را در بخش واشنگتن‌هایتس[۹۳] در منهتن بالا[۹۴] که یک محله متشکل از یهودیان آلمانی مهاجر بود گذراند. وی اگرچه به زودی در فرهنگ آمریکایی آسمیله شد اما به علت لکنت زبانی که داشت و مانع از سخن گفتن وی در دوران کودکی می‌شد، لهجه آلمانی خود را حفظ نمود[۹۵].

کیسینجر پس از پایان دبیرستان در سیتی‌کالج[۹۶] نیویورک و در رشته حسابداری ثبت‌نام نمود. وی یک دانشجوی پاره‌‌وقت موفق بوده و کار خود را در حین تحصیل نیز ادامه داد. تحصیلات وی در اوایل سال ۱۹۴۳ و پس از احضار به ارتش آمریکا نیمه‌کاره ماند.[۹۷]


زندگی زناشویی

همسر اول کیسینجر، آن فلشر[۹۸] نام داشت که از وی دارای دو فرزند به نام‌های الیزابت و دیوید است. این دو در سال ۱۹۶۴ از یکدیگر جدا شدند. ده سال بعد، وی با نانسی مگینز[۹۹] ازدواج نمود.[۱۰۰] این دو هم‌اکنون ساکن شهر کنت در ایالت کنکتیکات و نیویورک هستند. کیسینجر در مصاحبه‌ای با مجلات بازی، بازی دیپلماسی را به عنوان بازی مورد علاقه خود معرفی نمود.[۱۰۱]

 

ازدواج دوم کیسینجر


تجربیات نظامی

کیسینجر دوره آموزش‌های نظامی خود را در اردوگاه کرافت[۱۰۲] در اسپارتانبورگ[۱۰۳]، کارولینای جنوبی گذراند. ارتش، وی را برای تحصیل در رشته مهندسی به کالج لافایت[۱۰۴] در ایالت پنسیلوانیا اعزام نمود اما این برنامه لغو شد و وی به هنگ هشتم پیاده احضار گردید. وی در آنجا با فریتز کرامر[۱۰۵] آشنا شد که او نیز از مهاجرین آلمانی آمریکا بود. کرامر علی‌رغم تفاوت سنی زیادی که با کیسینجر داشت توانایی وی در زبان آلمانی و هوش بالای وی را تشخیص داده و وی را برای فعالیت در واحد اطلاعاتی هنگ معرفی نمود. کیسینجر در همین هنگ وارد نبرد شد و برای انجام عملیات‌های اطلاعاتی در نبرد بولگ[۱۰۶] داوطلب شد.[۱۰۷]

 

کیسینجر (سمت چپ) در کنار کرامر به عنوان افسر اطلاعاتی

در زمان پیشروی آمریکا در داخل خاک آلمان، به علت کمبود کارکنان آشنا به زبان آلمانی، هنری کیسینجر برای نازی‌زدایی شهر کرفلد[۱۰۸] انتخاب گردید. کیسینجر با اتکاء به دانشی که در مورد جامعه آلمانی داشت توانست تنها در عرض ۸ روز تمام عناصر نازی را برکنار کرده و یک مدیریت غیر‌نظامی برای شهر تعیین کند.[۱۰۹] کیسینجر بعدا با درجه گروهبانی به لشگر ضداطلاعات[۱۱۰] اعزام گردید. وی مسؤول گروهانی در هانوفر بود که وظیفه‌شان شناسایی افسران گشتاپو و دیگر خرابکاران بود. وی برای انجام این وظیفه مدال ستاره برنزی را دریافت داشت.[۱۱۱] کیسینجر در ژوئن ۱۹۵۴، به عنوان فرمانده قرارگاه مرکز اطلاعات رزمی منطقه برگستراگ[۱۱۲] در شهر هس[۱۱۳] تعیین شد تا منطقه را از وجود نازی‌ها پاکسازی کند؛ وی در سال ۱۹۴۶، به تدریس در آموزشگاه قرارگاه اطلاعاتی در اردوگاه کینگ[۱۱۴]منصوب شد و پس از جدایی از ارتش نیز همکاری خود را به عنوان یک کارمند غیر نظامی ادامه داد.

تحصیلات دانشگاهی

کیسینجر در سال ۱۹۵۰ مدرک لیسانس خود را با درجه عالی از کالج هاروارد دریافت داشت. وی در این کالج زیر نظر ویلیام یاندل الیوت[۱۱۵] به تحصیل پرداخت.[۱۱۶] وی مدرک فوق‌لیسانس و دکترای خود را در دانشگاه هاروارد، به ترتیب در سال‌های ۱۹۵۲ و ۱۹۵۴ دریافت داشت. در سال ۱۹۵۲، و زمانی که هنوز در هاروارد بود به عنوان مشاور مدیر هیأت استراتژی روانی[۱۱۷] فعالیت نمود.[۱۱۸] عنوان پایان‌نامه وی: “صلح، مشروعیت و موازنه” بود.

 

کیسینجر در دانشگاه ییل

هنری کیسینجر فعالیت خود در دانشگاه هاروارد را با عنوان عضو هیأت علمی مرکز امور بین‌المللی در گروه آموزشی حکومت‌داری[۱۱۹] ادامه داد. وی در سال ۱۹۵۷ به عنوان دستیار مدیر مرکز امور بین‌‌المللی منصوب شد. کیسینجر در سال ۱۹۵۵، مشاور شورای هماهنگ‌سازی عملیات‌ها[۱۲۰] در شورای امنیت ملی بود. وی همچنین در سال‌های ۱۹۵۵ و ۱۹۵۶ نیز به عنوان مدیر بخش مطالعات در برنامه تسلیحات هسته‌ای و سیاست خارجی در شورای روابط خارجی فعالیت نمود. وی اولین کتاب خود با عنوان تسلیحات هسته‌ای و سیاست خارجی[۱۲۱] را سال بعد منتشر نمود. کیسینجر بین سال‌های ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۸ ریاست پروژه مطالعات ویژه[۱۲۲] را در صندوق برادران راکفلر[۱۲۳] بر عهده داشت. وی بین سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۱، مدیر برنامه مطالعات دفاعی هاروارد[۱۲۴] بود و از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۷۱، مدیریت سمینار بین‌المللی هاروارد را نیز بر عهده داشت. او در خارج از محیط دانشگاهی در سمت مشاور چندین سازمان دولتی فعالیت نمود که از میان آنها می‌توان به دفتر مطالعات عملیات‌ها، سازمان کنترل و خلع سلاح هسته‌ای، وزارت امور خارجه و مؤسسه رند اشاره نمود.[۱۲۵]


کیسینجر که علاقه وافری به تأثیرگذاری در سیاست خارجی آمریکا داشت از طرفداران و مشاور نلسون راکفلر[۱۲۶]، فرماندار نیویورک، شد. راکفلر در سال‌های ۱۹۶۰، ۱۹۶۴ و ۱۹۶۸ سعی نمود به عنوان نامزد جمهوری‌خواهان در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت کند.[۱۲۷] ریچارد نیکسون، پس از انتخاب به عنوان ریاست جمهوری، کیسینجر را بر مسند مشاور امنیت ملی گذارد.

سیاست خارجی

کیسینجر در زمان ریاست‌جمهوری نیکسون به عنوان مشاور امنیت ملی و وزیر امور خارجه فعالیت نمود. پس از نیکسون و در دوران ریاست‌جمهوری جرالد فورد، به فعالیت به عنوان وزیر امور خارجه ادامه داد.[۱۲۸]

کیسینجر که یکی از حامیان واقع‌گرایی سیاسی بود نقش بسیار برجسته‌ای در سیاست خارجی آمریکا بین سال‌های ۱۹۶۹ و ۱۹۷۷ ایفاء نمود. در آن زمکان، وی خط‌مشی تنش‌زدایی را بسط داد. کیسینجر در سال ۱۹۷۴ و در زمان تکیه بر مسند مشاور امنیت ملی دستور تدوین سند جنجال‌برانگیز مطالعه امنیت ملی ۲۰۰[۱۲۹] را صادر نمود.

 

کیسینجر در کنار آلبرایت وزیر خارجه اسبق آمریکا

 

کیسینجر در کنار کلینتون وزیر خارجه فعلی آمریکا


تنش‌زدایی و روابط با چین

کیسینجر در دوران ریاست‌جمهوری نیکسون، طلایه‌دار سیاست تنش‌زدایی با شوروی بود، تا تنش‌های بوجود آمده بین دو کشور حل و فصل گردند. وی به عنوان بخشی از این استراتژی، و در موضوعاتی چون گفتگوهای تحدید تسلیحات هسته‌ای (سالت ۱) و معاهده موشک‌های آنتی‌بالستیک وارد مذاکره با لئونوید برژنف، دبیر کل حزب کمونیست شوروی شد. در ابتدا قرار بود مذاکرات خلع سلاح استراتژیک در زمان ریاست‌جمهوری جانسون آغاز شوند، اما در اعتراض به حمله نیروهای پیمان ورشو به چک‌اسلواکی در آگوست ۱۹۶۸ به تعویق انداخته شدند.

کیسینجر سعی نمود تا بر شوروی فشار دیپلماتیک وارد آورد. وی در اکتبر ۱۹۷۱ دو سفر به جمهوری خلق چین انجام داد (اولین سفر محرمانه بود) تا با نخست‌وزیر ژو انلائی[۱۳۰]، مسؤول وقت سیاست خارجه چین گفتگو کند. این دیدار زمینه را برای نشست سرنوشت‌ساز ۱۹۷۲ بین نیکس، ژو و مائو زدونگ، رئیس حزب کمونیست چین، و همچنین عادی‌سازی روابط بین دو کشور آماده ساخت و بدین ترتیب به انزوای دیپلماتیک چین و خصومت ۲۳ ساله این کشور با آمریکا پایان داده شد. نتیجه این امر، پدید آمدن یک اتحاد استراتژیک و ضمنی ضدشوروی بین آمریکا و چین بود. دیپلماسی کیسینجر منجر به تبادلات اقتصادی و فرهنگی بین چین و آمریکا شده و باعث بازگشایی دفاتر ارتباطاتی دو کشور در پایتخت‌های مربوطه گردید که پیامدهای بسیار مهمی نیز در روابط بین چین و هندوستان داشت. اما عادی‌سازی کامل روابط با جمهوری خلق چین تا سال ۱۹۷۹ رخ نداد، زیرا رسوایی واترگیت بر سال‌های باقیمانده عمر ریاست‌جمهوری نیکسون سایه افکند و آمریکا نیز همچنان در به رسمیت شناختن دولت تایوان مصر بود.

کیسینجر در کنار مائو

جنگ ویتنام

ورود کیسینجر به امور مربوط به هند و چین قبل از انتصابش به عنوان مشاور امنیت ملی نیکسون آغاز شد. وی زمانی که هنوز در هاروارد بود به عنوان مشاور سیاست خارجی کاخ سفید و نیز وزارت امور خارجه فعالیت می‌کرد. وی متقاعد شد پیروزی نظامی در ویتنام بی‌معنی است. وی بعدها و در ابتکار صلح سال ۱۹۶۷، به میانجیگری بین واشنگتن و هانوی پرداخت.

نیکسون در سال ۱۹۶۸، با وعده دستیابی به “صلح و عزت” و پایان جنگ ویتنام به ریاست‌جمهوری برگزیده شد. وی با کمک کیسینجر برنامه خارج ساختن نیروهای آمریکایی از ویتنام و در همان حین افزایش نقش نظامی ارتش ویتنام جنوبی را پی گرفت تا بدین ترتیب ارتش ویتنام جنوبی بتواند خود، به صورت مستقل از رژیم سایگون در برابر جبهه ملی برای آزادی ویتنام جنوبی، یک سازمان شبه‌نظامی کمونیستی، و ارتش ویتنام جنوبی دفاع نماید. کیسینجر نقشی کلیدی در بمباران گسترده کامبوج ایفاء نمود. بهانه این حملات حضور نیروهای جبهه ملی برای آزادی ویتنام جنوبی و ارتش ویتنام شمالی در این کشور ذکر گردید.

 

توافق کیسینجر با رئیس جمهور ویتنام جنوبی

این بمباران‌های گسترده، باعث غوطه‌ور شدن کامبوج در ناآرامی‌ها و جنگ داخلی شد. در نتیجه نیروهای لون نول[۱۳۱] دیکتاتور کامبوج نتوانستند کمک خارجی برای سرکوب خمرهای سرخ دریافت داشته و این شبه‌نظامیان در نهایت توانستند وی را در سال ۱۹۷۵ از قدرت برکنار سازند.[۱۳۲] کریستوفر هیچنز[۱۳۳]معتقد است که این بمباران‌ها باعث افزایش عضوگری نیروهای خمرهای سرخ گردید.

کیسینجر به همراه لی دوک تو[۱۳۴]، از اعضای دفتر سیاسی حزب کمونیست ویتنام شمالی، در ۱۰ دسامبر ۱۹۷۳ و به علت تلاش در جهت برگزاری مذاکرات صلح منجر به “پیمان صلح پاریس” با موضوع “پایان جنگ و برقراری صلح در ویتنام” برنده جایزه صلح نوبل اعلام شدند.[۱۳۵] لی‌دوک‌تو این جایزه را نپذیرفت و اعلام کرد که صلح هنوز در ویتنام جنوبی برقرار نشده است.[۱۳۶] اما کیسینجر طی نامه‌ای به بنیاد نوبل اعلام کرد که این جایزه را خواهد پذیرفت.[۱۳۷] جنگ ویتنام تا سال ۱۹۷۵ و پیروزی نهایی نیروهای ارتش ویتنام شمالی ادامه یافت.

تحت هدایت‌های کیسینجر، آمریکا طی جنگ رهایی بنگلادش در سال ۱۹۷۱، از پاکستان حمایت نمود. کیسینجر از افزایش نفوذ شوروی در آسیای جنوبی به علت معاهده مودتی که اخیرا بین این کشور و هند امضاء شده بود، نگران بود و سعی داشت به جمهوری خلق چین (متحد پاکستان و دشمن هند و شوروی) ارزش اتحاد ضمنی با آمریکا را بقبولاند.[۱۳۸]

در سال‌های اخیر، از کیسینجر به علت اظهاراتی که در دوره نیکسون و در زمان جنگ بنگلادش-پاکستان بیان کرده بود، انتقادات زیادی شده است. وی ایندیرا گاندی، نخست‌وزیر وقت هندوستان، را یک “فاحشه” و “ساحره” خطاب کرده بود. همچنین در جایی نیز گفته بود که “هندی‌ها حرامزاده هستند.”

جنگ یوم کیپور در سال ۱۹۷۳

در سال ۱۹۷۳، کیسینجر اقدام به مذاکره برای پایان دادن به جنگ یوم کیپور نمود. این جنگ در پی حمله مصر و سوریه به اسرائیل در ۶ اکتبر ۱۹۷۳ آغاز شده بود. کیسینجر در سال ۲۰۰۲ و در کتابی به نام بحران، مشروح گفتگوهای تلفنی در این بازه زمانی را منتشر نمود. یک هفته بعد در ۱۲ اکتبر ۱۹۷۳، به دستور نیکسون ارتش آمریکا بزرگترین حمل و نقل هوایی نظامی در تاریخ را انجام داد تا به اسرائیل کمک نماید. اقدامات آمریکا باعث بوجود آمدن بحران‌های نفتی سال ۱۹۷۳ در آمریکا و متحدین این کشور در اروپای غربی شد، بحرانی که در مارس ۱۹۷۴ به پایان رسید.


 

کیسینجر در کنار انور سادات

اسرائیل مناطقی را که در اوایل جنگ از دست داده بود دوباره اشغال کرد و علاوه بر آن، بخش‌هایی از سوریه و مصر، شامل سرزمین‌هایی در شرق بلندی‌های جولان که از قبل اشغال شده بودند و نیز در کرانه غربی کانل سوئز را تصرف کردند. البته آنها بخش‌هایی از منطقه شرق کانال سوئز را که از زمان جنگ شش روزه در اختیار داشتند، از دست دادند. کیسینجر رهبران اسرائیل را تحت فشار گذارد تا بخشی از قلمروی را که اشغال کرده بودند به همسایگان عرب خود بازگردانند. این امر باعث بهبود روابط بین آمریکا و مصر شد، که از دهه ۱۹۵۰ در وضعیت خوبی نبود. مصر از این پس، از موضع استقلای رأی به سوی همکاری نزدیک با آمریکا تغییر جهت داد. فرایند صلح در سال ۱۹۷۸ کامل شد. در آن زمان و در ریاست‌جمهوری جیمی کارتر، پیمان کمپ دیوید منعقد شد که بر اساس آن اسرائیل حاضر شد صحرای سینا را به مصر بازگرداند و در عوض این کشور نیز دولت اسرائیل را به رسمیت شناسد.

کیسینجر در کنار شارون

خط‌ مشی در حوزه آمریکای جنوبی

آمریکا دولت‌های غیر چپ چه دموکراتیک و چه دیکتاتوری را به رسمیت شناخته و با آنها رابطه برقرار می‌کند. برنامه جان‌ اف‌کندی با عنوان “اتحاد برای پیشرفت” در سال ۱۹۷۳ پایان یافت. در سال ۱۹۷۴، بحث‌ها در مورد یک توافق جدید در مورد کانال پاناما آغاز شد. این مذاکرات در نهایت منجر به معاهدات توریخوس-کارتر[۱۳۹] شد و کنترل کانال به پانامایی‌ها منتقل گردید.

کیسینجر در اوایل، از عادی‌سازی روابط بین آمریکا و کوبا حمایت می‌کرد. روابط بین دو کشور در سال ۱۹۶۱ قطع شده بود. تجارت میان این دو نیز در سال ۱۹۶۲ و چند هفته پس از اخراج کوبا از سازمان کشورهای آمریکایی بر اثر فشار آمریکا، متوقف شد. اما وی به سرعت فکر خود را عوض کرده و از خط‌ مشی کندی تبعیت نمود. پس از دخالت نیروهای مسلح انقلابی کوبا در جنبش‌های آزادی‌خواهانه در آنگولا و موزامبیک، کیسینجر اعلام نمود که روابط فقط در صورت خروج نیروهای کوبا از این کشورها عادی می‌شود. کوبا این درخواست را رد نمود.

کیسینجر در کنار سارا پالین

مداخله در شیلی

سالوادور آلنده، کاندیدای ریاست جمهوری از حزب سوسیالیست شیلی در سال ۱۹۷۰ با اکثریت آراء به عنوان رئیس‌جمهوری این کشور انتخاب شد. وی دارای سیاست‌های سوسیالیستی بوده و گرایش زیادی نیز به کوبا داشت. همین امر نگرانی‌هایی جدی در واشنگتن پدید آورد. دولت نیکسون به سازمان سیا اجازه داد تا مقدمات یک کودتای نظامی را برای جلوگیری از تحلیف آلنده فراهم آورد اما این نقشه موفقیت‌آمیز نبود.[۱۴۰] در سال‌های ۱۹۷۲ و ۱۹۷۳ سیا از اعتصابات ضد دولتی حمایت مالی نمود.

سیا با کسب مجوز از کمیته ۴۰ (که کیسینجر ریاستش را بر عهده داشت) دست به چندین عملیات پنهانی در شیلی زد: این سازمان یک کودتا را در شیلی برنامه‌ریزی نمود و زمانی که این عملیات با شکست مواجه شد، ارتباط خود را با عناصر ضد آلنده ادامه داد. سیا از برخی نقشه‌ها برای استقرار یک دیکتاتوری نظامی در شیلی مطلع بود. این سازمان از انجام برخی از آنها ممانعت نمود زیرا می‌ترسید این کودتاها با شکست مواجه شده و موقعیت آلنده مستحکم‌تر شود، اما در عین حال از برخی نقشه‌های دیگر حمایت نمود. سیا به کودتاچیان اطمینان داده بود که واشنگتن از چنین رویدادی استقبال خواهد کرد و کمک به کودتاچیان به خاطر نقض حقوق بشر قطع نخواهد گردید.[۱۴۱]

دادگاه عالی شیلی آلنده را به حمایت از گروه‌های مسلح، شکنجه، بازداشت‌های غیرقانونی، فشار بر مطبوعات، ضبط غیرقانونی اموال خصوصی، و ممانعت از خروج مردم از کشور متهم نمود.[۱۴۲] اما این اتهامات مغایر با قانون اساسی تشخیص داده شده و اغلب مدارک ارائه شده نیز از اعتبار و ارزش برخوردار نبودند.

دیدار کیسینجر با پینوشه

آلنده، در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳، و پس از کودتای ژنرال آگوسته پینوشه، فرمانده کل نیروهای نظامی، دست به خودکشی زد و پینوشه به ریاست‌جمهوری رسید.[۱۴۳] اسنادی که با عنوان “فعالیت‌های سیا در شیلی” در سال ۲۰۰۰ منتشر شدند نشان می‌دهند که سیا پس از سرنگونی آلنده به صورت فعالانه‌ای از حکومت نظامی‌ها حمایت کرده و بسیاری از افسران پینوشه را تبدیل به رابطین و مزدوران سیا و ارتش آمریکا نمود، در حالیکه بسیاری از این افسران ناقض حقوق بشر بودند.

مداخله در آرژانیتن

کیسینجر در ماجرای کودتای نظامی در آرژانتین نیز همان رویه سابق شیلی را ادامه داد. در سال ۱۹۷۶، ژنرال خورخه ویدلا دولت دموکراتیک ایزابل پرون را با کودتایی تحت عنوان “فرایند سازماندهی مجدد ملی” سرنگون کرد. وی سپس به تقویت قدرت خود پرداخت، مخالفین خود را بشدت سرکوب کرد و در دوره وی بسیاری ناپدید شدند. کیسینجر در دیداری که با چزاره آگوستو گوزتی[۱۴۴] داشت به وی اطمینان داد که آمریکا متحد آرژانتین است اما از وی خواست قبل از اینکه کنگره به فکر اعمال تحریم‌ها علیه این کشور بیفتد شرایط کشور را به وضعیت عادی برگردانند.[۱۴۵]

آفریقا

در سال ۱۹۷۴، یک کودتای نظامی چپگرا در پرتقال دولت کائتانو[۱۴۶] را سرنگون کرد. دولت نظامی رستگاری ملی سریعا به مستعمرات پرتقال استقلال داد. سربازان کوبایی از جناح چپ جنبش مردمی در جنگ داخلی آنگولا (۲۰۰۲-۱۹۷۵) حمایت نمودند. کیسینجر از نیروهای مخالف و همچنین از حمله نیروهای آفریقای جنوبی به آنگولا با پشتیبانی سیا، حمایت نمود.

هنری کیسینجر

تیمور شرقی

فرایند استقلال مستعمره‌های پرتقال توجه آمریکا را به یکی از مستعمره‌های سابق پرتقال به نام تیمور شرقی جلب کرد که در مجمع‌الجزایر اندونزی قرار داشت و استقلال خود را در ۱۹۷۵ اعلام کرده بود. سوهارتو، رئیس‌جمهور اندونزی یکی از متحدین قدرتمند آمریکا در آسیای جنوب شرقی بود. وی شروع به بسیج ارتش کرد تا تیمور شرقی را که به سرعت تحت نفوذ حزب چپ‌گرا قرار می‌گرفت ضمیمه خاک اندونزی نماید. در دسامبر ۱۹۷۵ در جاکارتا، سوهارتو برنامه‌های خود برای حمله را برای کیسینجر و جرالد فورد تشریح نمود. کیسینجر و فورد به وی اطمینان دادند که آمریکا متحد اندونزی باقی مانده و به ان حمله اعتراضی نخواهند کرد. کمک‌های تسلیحاتی آمریکا به اندونزی ادامه یافت و سوهارتو نقشه خود را ادامه داد.

نقش‌های دیگر

کیسینجر اندکی پس از ترک دولت در سال ۱۹۹۷، پیشنهاد یک کرسی در دانشگاه کلمبیا را دریافت نمود. مخالفت‌های دانشجویی زیادی با این انتصاب صورت پذیرفت،[۱۴۷] که به زودی توجه رسانه‌‌ای زیادی را به خود معطوف ساخت[۱۴۸]. دانشگاه کلمبیا در نهایت مجبور شد این انتصاب را ملغی سازد.

کیسینجر بعدها وارد مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در دانشگاه جرج‌تاون[۱۴۹] شد.[۱۵۰] وی در اواخر دهه هفتاد برای چند سال متوالی در دانشکده سرویس خارجی ادموند والش تدریس نمود. کیسینجر در سال ۱۹۸۲ و با وامی که از بانک ای‌ام‌‌واربورگ، پینکوس و کمپانی[۱۵۱] دریافت نمود یک شرکت مشاوره‌ای تأسیس کرد. وی یکی از شرکای شرکت کیسینجر مک‌لارتی[۱۵۲] است که به همراه مک مک‌لارتی[۱۵۳]، رئیس دفتر سابق بیل کلینتون تأسیس نمود.[۱۵۴] وی همچنین در هیأت مدیره گروه روزنامه‌ای هولینگر اینترنشنال[۱۵۵] در شیکاکو نیز فعالیت نمود. وی از مارس ۱۹۹۹ تاکنون عضو هیأت مدیره شرکت هوافضای گلف استریم[۱۵۶] است.

کیسینجر در سال ۱۹۷۸، به عنوان عضو هیأت مدیره لیگ فوتبال آمریکا جنوبی منصوب شد.[۱۵۷]وی از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱، در هیأت مدیره فری‌پورت-‌مک‌موران[۱۵۸] فعالیت نمود. این شرکت چند ملیتی تولید کننده مس و طلا بوده و دارای تأسیسات استخراج و فراوری متعددی در اندونزی است.[۱۵۹] در فوریه ۲۰۰۰، عبدالرحمان وحید، رئیس جمهور وقت اندونزی کیسینجر را به عنوان مشاور سیاسی خود برگزید. وی همچنین به عنوان مشاور افتخاری اتاق تجاری آمریکا و آذربایجان فعالیت می‌کند.


کیسینجر از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶، عضو هیأت امنای صندوق بورسیه آیزنهاور بود.

نقش وی در سیاست خارجی آمریکا

کیسینجر زمانی که یک دموکرات غیر واشنگتنی به نام جیمی کارتر – که پیش‌تر از این فرماندار ایالت جورجیا بود – جرالد فورد جمهوری‌خواه را در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۷۶ شکست داد، از سمت خود کناره‌گیری کرد. کیسینجر در عین حال به حضور خود در گروه‌های سیاست‌گذار همچون کمیسیون سه‌جانبه[۱۶۰] ادامه داده و مشارکت خود را در نویسندگی، سخنرانی و مشاوره‌ در امور سیاسی حفظ کرد. وی به همراه دیوید راکفلر[۱۶۱] در متقاعد ساختن کارتر در پذیرفتن آمدن شاه ایران، محمدرضا پهلوی به آمریکا برای مداوای پزشکی، نقشی بسزا ایفا نمود؛ یعنی درست همان تصمیمی که منجر به بحران گروگانگیری در ایران شد.[۱۶۲]

در سال ۲۰۰۲ کیسینجر از سوی بوش به عنوان رئیس کمیته بررسی حملات ۱۱ سپتامبر[۱۶۳]برگزیده شد. زمانی که از وی درباره تضاد منافع بالقوه‌اش پرسیده شد، کسینجر به جای نشان دادن لیست مشتریان خود، در روز ۱۳ دسامبر ۲۰۰۲ از سمت خود استعفا داد.

در همین خصوص هیچنز می‌پرسد، “چرا باید کسی که دو بار دروغگویی‌اش محرز شده است، ریاست چنین کمیته حساسی را به عهده بگیرد؟” هیچنز همچنین این نکته را یادآوری می‌کند که اگر القاعده را مسوول حملات ۱۱ سپتامبر بدانیم، و باز اگر در نظر بگیریم که القاعده از سوی الیگارشی آل سعود و ارتش پاکستان حمایت می‌شود، این سوال مطرح می‌گردد که خود کسینجر که سال‌ها حامی این قبیل رژیم‌ها و توجیه‌گر اقدامات آنها بوده، چرا به ریاست این کمیته برگزیده می‌شود؟

 

کیسینجر در کنار ریچارد نیسکون

جرج بوش کسی را به این سمت منصوب کرد که به خاطر اقدامات گذشته‌اش به بسیاری از کشور‌ها نمی‌تواند قدم بگذارد و حتی سخنرانی‌ سال ۲۰۰۱ وی در برزیل لغو می گردد، چراکه برزیل می‌گوید نمی‌تواند امنیت جانی وی را تضمین کند. پیش از سفر به هر جا باید توصیه‌نامه‌های قانونی دریافت کند؛ حتی در برخی از کشورها در زمان حضور وی اقداماتی برای کشیدن او به دادگاه انجام می‌شود؛ مثلا در انگلستان در سال ۲۰۰۰٫ اما طنز تاریخ شاید در ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۱ و یک روز پیش از حادثه معروف ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد؛ در آن روز ادعایی در دادگاه فدرال علیه کیسینجر اقامه شد. مدعی دعوی از بازماندگان شیلیایی ژنرال رنه اشنایدر[۱۶۴]بود. وی ادعا داشت کیسینجر دستور ترور این ژنرال را صادر کرده بود چراکه ژنرال اشنایدر انجام کودتای نظامی را نپذیرفته بوده است. و درست فردای همان روز ۱۱ سپتامبر اتفاق می‌افتد و بعدها رئیس کمیته بررسی این حادثه نیز کسی می‌شود که خود، یک روز پیش از از واقعه متهم به ترور شده است.

بالکان

در برخی از مقالات و مصاحبه‌ها، وی از سیاست‌هایی که آمریکا در قبال جنگ یوگسلاوی اتخاذ کرده بود، انتقاد نمود. وی به رسمیت شناختن بوسنی و هرزگوین را کاری احمقانه خواند.[۱۶۵] اما بیش از هرچیز، وی مفهوم جدایی و دشمنی صرب‌ها و کروات‌ها ازهم را قبول نداشت و رد می‌کرد. او می‌گفت “آنها نمی‌توانند به خاطر چیزی که هرگز وجود نداشته است از هم جدا شوند.”[۱۶۶]

کیسینجر مکررا هشدار می‌داد غرب خود را در مناقشه‌ای وارد کرده که ریشه‌هایش حداقل به صدها سال پیش باز می‌گردد. او می‌گفت غرب بهتر بود اجازه می‌داد صرب‌ها و کروات‌ها در قالب یک کشور باقی بمانند.[۱۶۷]

کیسینجر منتقد درگیر شدن غرب در مساله کوزوو نیز بود. بالاخص درباره معاهده رامبویلت[۱۶۸] دیدگاهی انتقادی و مخالف داشت: متن رامبویلت که در آن از صرب‌ها خواسته می‌شد ورود نیروهای ناتو به یوگسلاوی را بپذیرند، نوعی تحریک و بهانه‌‌ای برای شروع بمباران بود. رامبویلت سندی بود که هیچ صربی آن را نمی‌پذیرفت. آن توافقنامه، سند دیپلماتیک بسیار بدی بود که هرگز نمی‌بایست به آن صورت ارائه می‌گردید.[۱۶۹]

کیسینجر در کنار پوتین

به هر حال با عدم پذیرش توافقنامه مذکور از سوی صرب‌ها، بمباران ناتو آغاز شد. اما پس از آن، کیسینجر خواستار ادامه بمباران شد چراکه از نظر وی مساله اعتبار ناتو مطرح بود. اما در عین حال هرگونه کاربرد نیروی زمینی را در این حمله رد می‌کرد چراکه بنظر او ارزشش را نداشت.[۱۷۰]

عراق

در سال ۲۰۰۶ ، در کتاب دولت انکار[۱۷۱] نوشته باب وودوارد[۱۷۲]آمد که کیسینجر مدام با جرج بوش و دیک چنی ملاقات داشته و در مورد جنگ عراق توصیه‌هایی به آنها ارائه می‌کرده است.[۱۷۳] کیسینجر در مصاحبه ضبط شده‌ای که با وودوارد انجام داد،[۱۷۴] تایید کرد که توصیه‌اش به بوش درست همان چیزهایی است که در ستون روزنامه واشنگتن پست مورخ ۱۲ آگوست ۲۰۰۵ نوشته است؛ “پیروزی بر شورشیان تنها راهبرد خروج معنی‌دار و مناسب [از عراق] است.”[۱۷۵]

صبح روز ۱۹ نوامبر ۲۰۰۶، کیسینجر در مصاحبه‌ای با شبکه بی‌بی‌سی، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا می‌توان امیدی برای یک پیروزی نظامی آشکار و شفاف متصور شد، پاسخ داد: “اگر منظورتان از پیروزی نظامی سرکار آمدن حکومتی در عراق است که دستوراتش در تمام کشور نافذ بوده و درگیری‌های شهری و خشوت فرقه‌ای را بتواند تحت کنترل در آورد، باید بگویم که نه، باور ندارم چنین چیزی محقق شود. بنظرم می‌رسد که ما باید مسیر حرکت خود را تغییر داده و تعریفی دوباره از اوضاع ارائه دهیم. در عین حال قائل به این نیستم که مسیر جدید، باید چیزی مابین پیروزی نظامی آنچه که تا الان مد نظر بوده است و یا عقب‌نشینی کامل باشد.[۱۷۶]

کیسینجر باز در مصاحبه‌ای با پیتر رابینسون[۱۷۷] از موسسه هوور[۱۷۸] به تاریخ ۳ آوریل ۲۰۰۸، تاکید کرد اگرچه وی با حمله سال ۲۰۰۳ به عراق موافق بوده اما به نظر او، بوش، جنگ علیه صدام را که گمان می‌رفت دارای تسلیحات کشتار جمعی باشد، دیر آغاز کرد. به گفته رابینسون، کیسینجر درباره مسائلی از قبیل حمله به عراق با تعداد نیروی کم، انحلال ارتش عراق و سوءمدیریت دولت بوش در حفظ روابط با متحدین خاص خود انتقاداتی داشت.[۱۷۹]

کیسینجر در کنار گلدامایر

آسیا

کیسینجر پس از عذرخواهی به خاطر “فاحشه” خواندن خانم ایندرا گاندی[۱۸۰]، با لعل کریشنا آدوانی[۱۸۱]، رهبر اپوزوسیون اصلی هندوستان در اوایل اکتبر سال ۲۰۰۷ دیدار کرده و برای کسب حمایت حزب باراتیا جاناتای[۱۸۲] وی در مورد توافقنامه هسته‌ای صلح‌آمیز آمریکا-هندوستان[۱۸۳] لابی نمود.

کیسینجر در آوریل ۲۰۰۸ اظهار داشت “هندوستان اهدافی هم‌جهت با آمریکا دارد” و این کشور را متحد آمریکا خواند.[۱۸۴]

کیسینجر در مراسم افتتاحیه المپیک تابستانی پکن حضور داشت. وی همچنین در افتتاح سفارتخانه جدید آمریکا در پایتخت چین نیز حاضر بود.

تصویر وی نزد عموم

کیسینجر در دوران اوج خود، در میان عموم مردم فردی شناخته شده بود. او همچنین در واشنگتن نیز به خاطر بذله‌گویی‌اش معروف بود. به عنوان مثال، در ضیافت سالیانه شامی که کنگره برای باشگاه مطبوعات واشنگتن ترتیب می‌دهد “کیسنجر شهرتش را به تمسخر گرفت و خود را یک هوسران مخفی نامید.[۱۸۵]” از وی نقل شده که گفته است “قدرت بهترین داروی تقویت جنسی است.”[۱۸۶]

 

کیسینجر به عنوان جنایت کار جنگی در افکار مشهور است

در فیلم و تلویزیون

کیسینجر از رسانه‌ها و گفتگو در شبکه‌های تلویزیونی دوری می‌جوید. اخیرا وی مصاحبه کوتاهی با تهیه‌کنندگان یک مستند داشته است. این مستند کانال‌‌های مخفیانه: بهای صلح[۱۸۷] نام دارد و به سنگ بنای معاهده صلع مصر و اسرائیل در سال ۱۹۷۹ می‌پردازد.[۱۸۸] در این فیلم یک کیسینجر صاف و ساده را می‌بینیم که از احساس خود در خصوص اینکه در سال ۱۹۷۳ چقدر نزدیک بود جنگی هسته‌ای درگیرد، سخن می‌گوید؛ یعنی همان زمان که جنگ یوم کیپور[۱۸۹] از سوی مصر و سوریه علیه اسرائیل و در مناطقی که اسرائیل اشغال کرده بود، آغاز شد و در نهایت نیز به جنگ شش روزه[۱۹۰] منتهی گردید.


مخالفت‌ها با وی

کریستوفر هیچنز[۱۹۱]، روزنامه‌نگار و نویسنده آمریکایی بریتانیایی بشدت منتقد کیسینجر است. وی در کتاب محاکمه هنری کیسینجر[۱۹۲] می‌نویسد “کیسینجر باید به خاطر جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت، زیر پا گذاردن قوانین بین‌المللی شامل قتل، آدم‌ربایی و شکنجه تحت پیگرد قرار گیرد.”[۱۹۳] [۱۹۴] [۱۹۵] مستندی نیز بر اساس کتاب هیچنز در سال ۲۰۰۲ ساخته شد.


جوایز و افتخارات

در سال ۱۹۷۳، کیسینجر و لی‌دوک‌تو به خاطر پذیرش معاهده صلح پاریس در سال ۱۹۷۳ برنده جایزه صلح نوبل شدند. این معاهده بنا داشت زمینه‌ساز آتش‌بس جنگ ویتنام و عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی گردد. در آن زمان کیسینجر در وزارت امور خارجه آمریکا مشغول به خدمت بود. برخلاف لی‌دوک‌تو که جایزه را رد کرد چون می‌گفت ویتنام هنوز در جنگ است، کیسینجر جایزه را پذیرفت. آهنگساز مشهوری با عنوان تام لرر[۱۹۶] با کنایه درباره این جایزه چنین می‌گوید “… این جایزه، هزلیات سیاسی را منسوخ می‌سازد”؛ او بطور کنایه‌آمیزی به سابقه حقوق بشری کیسینجر اشاره دارد.


ایران

به گزارش تهران تایمز موضع کیسینجر در قبال مذاکرات آمریکا و ایران چنین است: “احتمال زیادی دارد که هرگونه مذاکرات مستقیم میان ایران و آمریکا در مورد مسائلی همچون بحث هسته‌ای به موفقیت انجامد، اما به شرط آنکه نخست مقامات دیپلماتیک وارد بحث شده، سپس سطح مذاکرات به وزارت امور خارجه رسیده و در آخر، به ملاقات سران دو کشور بیانجامد.”[۲۱۱]


کیسینجر همچین در مصاحبه‌ای درباره ایران و آمریکا می‌گوید: آمریکا در حالِ گسترش دام برای روسیه و چین است و دراین استراتژی آخرین میخِ “تابوت”، ایران است. کشوری که هدفِ اصلی‌ اسرائیل است. جنگ میتواند شروع شود. من به پنتاگون گفته بودم که هفت کشورِ خاورِ میانه بدلیل منابع طبیعی آنها باید مهار شوند، آخرینِ آنها ایران است. برای این استراتژی پنتاگون تقریبا خوب عمل کرده و فقط ایران مانده است. ایران می تواند شرایط را به نفعِ ما رقم بزند. ‌نیرو‌های جوانِ ما آمادگی چنین جنگی را دارد و ما میتوانیم از پس آن بر بیائیم. اگر “نفت” را مهار کنیم، کشور‌ها را مهار کرده ایم و وقتی‌ “غذا” را مهار کنیم، ملت‌ها را مهار کرده ایم، به هر حال همه راه‌ها به ایران ختم می‌شود.[۲۱۲]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 مصاحبه فرید زکریا با کیسینجر درباره ایران و رژیم صهیونیستی

منابع و مأخذ


[۱]Department of Government

[۲]Harvard Defense Studies Program

[۳]Harvard Defense Studies Program

[۴]Georgetown University

[۷]the Sylvanus Thayer Award at the United States Military Academy, West Point, NY.

[۱۰]Hopkins-Nanjing Award

[۱۲]Grand Marshal

[۱۵]Vanity Fair: A Guide to the Bohemian Grove Published April 1, 2009 Retrieved on 2009-04-18.

[۱۹]“Lifetime Trustees”. The Aspen Institute. www.aspeninstitute.org. http://www.aspeninstitute.org/about/leadership-board/lifetime-trustees. Retrieved 2009-10-16

[۳۱]Vanity Fair: A Guide to the Bohemian Grove Published April 1, 2009 Retrieved on 2009-04-18.

[۳۵]“Lifetime Trustees”. The Aspen Institute. www.aspeninstitute.org. http://www.aspeninstitute.org/about/leadership-board/lifetime-trustees. Retrieved 2009-10-16

[۳۷]“Western Issues Aired”. The Washington Post. April 24, 1978. “The three-day 26th Bilderberg Meeting concluded at a secluded cluster of shingled buildings in what was once a farmer’s field. Zbigniew Brzezinski, President Carter’s national security adviser, Swedish Prime Minister Thorbjorrn Falldin, former secretary of state Henry Kissinger and NATO Commander Alexander M. Haig Jr. were among 104 North American and European leaders at the conference.”

[۷۷]Nuclear Weapons and Foreign Policy

[۷۸]The Necessity for Choice: Prospects of American Foreign Policy

[۷۹]The Troubled Partnership: A Reappraisal of the Atlantic Alliance

[۸۰]Problems of National Strategy: A Book of Readings

[۸۱]For the Record: Selected Statements, 1977-1980

[۸۲]Years of Renewal

[۸۳]Does America Need a Foreign Policy?: Toward a Diplomacy for the 21st Century

[۸۴]Ending the Vietnam War: A History of America’s Involvement in and Extrication from the Vietnam War

[۸۶]Security Conference – February 6, 2009 Press Release

[۸۷]Oliver, Mark. The Bilderberg group. The Guardian. 4 June 2004

[۸۸]Louis Kissinger

[۸۹]Paula Stern Kissinger

[۹۰]Walter Kissinger

[۹۱]Meyer Löb

[۹۶]City College

[۹۷]Isaacson, pp 38

[۹۸]Ann Fleischer

[۱۰۱]Games & Puzzles magazine, May 1973

[۱۰۳]Spartanburg

[۱۰۷]Isaacson, pp 39-48

[۱۰۹]Isaacson, pp 48

[۱۱۱]Isaacson, pp 49

[۱۱۹]Department of Government

[۱۲۱]Nuclear Weapons and Foreign Policy

[۱۲۴]Harvard Defense Studies Program

[۱۳۶]Le Duc Tho to Henry Kissinger, October 27, 1973.

[۱۴۰]“Church Report”. U.S. Department of State. December 18, 1975. http://foia.state.gov/Reports/ChurchReport.asp. Retrieved 2006-11-20.

[۱۴۱]“Church Report”. U.S. Department of State. December 18, 1975. http://foia.state.gov/Reports/ChurchReport.asp. Retrieved 2006-11-20.

“Declaration on the Breakdown of Chile’s Democracy,” Resolution of the Chamber of Deputies, Chile, August 22, 1973. See also The Wall Street Journal’s “What Really Happened in Chile”: http://www.lyd.com/noticias/violencia/what_really.html [142]

[۱۴۳]Pike, John. “Allende’s Leftist Regime”. Federation of American Scientists. http://www.fas.org/irp/world/chile/allende.htm. Retrieved 2006-11-20.

[۱۴۶] Caetano

[۱۴۷]“۴۰۰ sign petition against offering Kissinger faculty post”. Columbia Spectator. 1977-03-03.

[۱۴۸]“Anthony Lewis of the Times also blasts former Secretary”. Columbia Spectator. 1977-03-03.

[۱۴۹]Georgetown University

[۱۵۰]“CSIS”. CSIS. 2007. http://www.csis.org/about/history/#1960. Retrieved 2007-01-20.

[۱۵۹]“Freeport McMoran Inc · ۱۰-K”. United States Securities and Exchange Commission. March 31, 1994. http://www.secinfo.com/dsVQx.b1sw.htm#1nhw. Retrieved 2006-12-29.

[۱۶۴]Gen. Rene Schneider

[۱۶۹]Daily Telegraph, 28 june 1999

[۱۷۵]Kissinger, Henry A. (August 12, 2005). “Lessons for an Exit Strategy”. The Washington Post. pp.A19. http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2005/08/11/AR2005081101756_pf.html. Retrieved 2006-12-29.

[۱۷۶]Marr, Andrew (November 19, 2006). “US Policy on Iraq”. BBC. http://news.bbc.co.uk/2/hi/programmes/sunday_am/6163050.stm. Retrieved 2006-12-29. (Transcript of a BBC Sunday AM interview.)

[۱۷۷]Peter Robinson

[۱۷۹]Kissinger on War & More. Uncommon Knowledge. Filmed on April 3, 2008. Retrieved August 10, 2009.

[۱۸۴]Kissinger on War & More. Uncommon Knowledge. Filmed on April 3, 2008. Retrieved August 10, 2009.

[۱۸۵]Henry Kissinger Off Duty.” Time, February 7, 1972.

[۱۹۹]Kissinger, Henry Alfred in Who’s Who in the Twentieth Century, Oxford University Press, 1999

[۲۰۰]the Sylvanus Thayer Award at the United States Military Academy, West Point, NY.

[۲۰۳]Hopkins-Nanjing Award

[۲۰۴]Chen Jun

[۲۰۵]William Brody

[۲۰۶]the Johns Hopkins University—Nanjing University Center for Chinese and American Studies

[۲۰۷]Grand Marshal

[۲۱۱]“Kissinger backs direct U.S. negotiations with Iran”. The Tehran Times. September 27, 2008. http://www.tehrantimes.com/index_View.asp?code=165193. Retrieved 2008-09-27. (Transcript of a Bloomberg report interview.)

[۲۱۲] http://www.globalresearch.ca/accurate-satire-henry-kissinger-if-you-can-t-hear-the-drums-of-war-you-must-be-deaf/


نظرات کاربران 

ارسال یک پاسخ